علي الجلابي الهجويري الغزنوي
62
كشف المحجوب ( فارسى )
مرقّعه * پوشد بايد كى مستقيم الحال بود كى از جملهء فراز و نشيب طريقت كذشته باشد و ذوق احوال چشيده و مشرب اعمال يافته و قهر جلال و لطف جمال ديده و بايد كى بر حال مريد خود مشرف باشد كى اندر نهايت به كجا خواهد رسيد از راجعان يا از واقفان يا از بالغان اكر داند كى روزى ازين طريقت باز خواهد كشت بكويد تا ابتدا نكند و اكر بايستد وى را معاملت فرمايد و اكر برسد وى را پرورش دهد و مشايخ اين طريقت طبيبان دلهااند و چون طبيب بعلّت بيمار جاهل بود بيمار را بطبّ خود هلاك كند از آنچ پرورش وى نداند و خطركاههاء وى نشناسد و غذا و شربت وى مخالف علّت وى سازد لقوله عم الشيخ فى قومه كالنبىّ فى امّته پس انبيا عم كى خلق را دعوت كردند بر بصيرت كردند * و هر كسى را به درجهء وى بداشتند شيخ را نيز دعوت بر بصيرت بايد كرد و هر كسى را غذاء او بايد داد تا مراد دعوت حاصل كردد پس چون بالغى اندر كمال ولايت خداوند مر مريدى را از پس اين سه سال تربيت اندر رياضت مرقّعه پوشد روا بود و شرط پوشيدن مرقّعه پوشيدن كفن بود كه اميد از لذّت حيات منقطع كنند و دل از راحت زندكانى پاك كردانند و عمر خود بجمله بر خدمت حقّ جلّ جلاله وقف كنند و به كلّيّت از هواى خود تبرّا كنند آنكاه آن پير وى را به پوشيدن خلعت عزيز كند و وى بحقّ آن قيام نمايد و بكزاردن حقّ آن جهدى تمام كند و كام خود بر خود حرام كند ، امّا اشارات اندر مرقّعه بسيار كفتهاند شيخ ابو معمر اصفاهانى اندرين كتابى ساخته