اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1871

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 249 ، س 4 : جناية العبد . . . جنايت بنده بر خواجهء اوست . ص 249 ، س 9 : جناية العبد . . . جنايت بنده بر مولاى او هدر است . . . خمير را رساندم . ص 249 ، س 23 : قل اللهم مالك . . . بگو : اى خدا اى دارندهء پادشاهى . ص 250 ، س 7 : خلق الخلق . . . مردمان آفريده شدند تا از خدا كسب عزت كنند نه اينكه او بديشان عزت يابد . ص 250 ، س 29 : ربيت الاديم . . . وقتى گفته مىشود : ربيت . . . كه فرش را اصلاح كنند و رفو و تعمير نمايند . ص 251 ، س 12 : و رحمتى وسعت . . . رحمت من همه چيز را فراگرفته است . ص 251 ، س 16 : رحمن باهل . . . مهربان است به اهل آسمان‌ها كه ايشان را در آنها ماندگار ساخته ، بر ايشان جامهء شايان ايشان پوشانده ، از آب و خوراك بىنيازشان گردانيده ، طاعات را بديشان ارزانى داشته ، و ايشان را از گناهان معصوم كرده است . و بخشاينده است بر اهل زمين كه پيامبران به سوى ايشان گسيل كرده ، كتاب‌ها بر ايشان فروفرستاده ، امر و نهى كرده و ايشان را مهلت نداده ، و هشدار به ايشان داده است . اين گفتهء ضحاك است . ص 251 ، س 27 : ان ارحم ما . . . مهربان‌ترين حالت پروردگار نسبت به بنده زمانى است كه در گورش نهند . ص 251 ، س 28 : رحمن التوفيق . . . رحمان توفيق بر طاعت است و رحيم به نگهدارى از معصيت . ص 251 ، س 29 : رحمن بقبول . . . رحمان به پذيرش طاعت است و رحيم به آمرزش معصيت .