اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1926
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ص 610 ، س 18 : السلام عليك . . . درود بر تو اى پيامبر ، و رحمت خداى و بركاتش . ص 610 ، س 29 : السلام علينا . درود بر ما . ص 611 ، س 14 : على عباد . . . بر بندگان شايستهء خدا . ص 611 ، س 16 : إِنَّ الْأَرْضَ . . . زمين را به ارث مىبرند بندگان پاك من . ص 611 ، س 21 : اشهد ان . . . گواهى مىدهم كه خدايى جز خدا نيست ، و محمد بندهء او پيامبر او است . ص 612 ، س 1 : طريق معبد . . . راه هموار يعنى راهى كه به بسيارى سپردن هموار شده است ، و شتر راهوار يعنى شترى كه از بس زادن ، آرام شده است . ص 612 ، س 6 : وضع الخد . . . گذاشتن چهره بر خاك عزتى است . ص 612 ، س 8 : وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ . سجده كن و نزديك شو . ص 613 ، س 1 : لى مع الله . . . مرا با خدا وقتى است كه گنجايش آن را ندارد هيچ فرشتهء مقرب و نه پيامبر مرسل . ص 613 ، س 28 : سل تعطه . . . بخواه تا داده شوى ، و شفاعت كن كه پذيرفته شود . ص 614 ، س 22 : ثُمَّ دَنا . سپس نزديك شد . ص 615 ، س 18 : ارحنا يا بلال . آسوده كن ما را اى بلال .