اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
531
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
خواهد شدن و نه ابد ازل را . قوله : « و أقروا ان الله يخرج من النار من كان فى قلبه مثقال ذرة من ايمان على ما جاء فى الحديث » . و اتفاق است ميان اهل حق ، [ سنت و جماعت ] ، كه خداى عز و جلّ بيرون آرد از دوزخ مر آن را كه اندر دل وى ايمان باشد هم سنگ ذرهاى . و نزديك معتزله روا نباشد . و اين مسئله در پيش رفته است . و اندر خبر است از پيغامبر صلى الله عليه و سلم چون مؤمنان را به دوزخ برند و عذاب كنند فرمان آيد كه از دوزخ آريد مر آن كس را كه اندر دل وى هم سنگ دينارى ايمان است . قومى بسيار را بيرون آرند . و باز امر آيد كه بيرون آريد از دوزخ مر آن كس را كه اندر دل وى چند ثلثى دينار ايمان باشد ، همچنين همىكاهد تا امر آيد كه بيرون آريد از دوزخ مر آن كس را كه اندر دل وى مثقال ذرهاى ايمان است . بيرون آرند خلقى بسيار را سوخته گشته و چون انگشت سياه گشته باشند . مر ايشان را به نهر الحيوان بشويند ، اكنون اندر خبر مشكل آن است كه ايمان را تفاوت نهاد تا به مثقال ذرهاى باز آورد ، اين چگونه باشد . اما بر مذهب شافعى و اصحاب وى رحمهم الله و رضى عنه كه ايمان را گويند بكاهد و بيفزايد مشكل نيامد . و اين را بيان كنيم از پس اين به جاى خويش ان شاء الله تعالى . اما بر مذهب علما رحمهم الله ايمان را افزودن و كاستن نباشد از روى تصديق ، و لكن بنده باشد كه اندر تصديق ضعيفتر باشد و باشد كه قوىتر باشد تا مگر يكى را قوت تصديق وى و يقين وى چون آن مصطفى باشد صلى الله عليه كه همه كون پيش وى آرند ، بهشت با همه نعيم و دوزخ با همه عذاب بر وى عرضه كنند به ذرهاى از جاى نجنبد . و يكى را حال چون موسى بود صلوات الله عليه كه تجلى بر كوه افتد . موسى را صعق افتد پس اين تفاوت اندر زيادت قوت و نقصان قوت بود و هر دو را اصل تصديق بر جاى . چنان كه خبر پيغمبر است صلى الله عليه و سلم كه : قيل يا رسول الله ان عيسى صلوات الله عليه مشى على الماء فقال لو ازداد يقينا لمشى على الهواء . و اين به خود اشارت كرد كه شب معراج بر هوا برفت . و كس