اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

519

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

خويش درست كرد ؛ و اگر حق فقير بازدارد ، پديد كرد كه من از آن فقير فقيرترم كه منع براى نياز بود . و جمله اين سخن دو فصل است : يكى آن است كه هرگاه مر اين خداوند حق را بدان حق نياز بود نبخشد ، و هرگاه نياز نبود ببخشد ، و آن‌كس كه حق بر وى است ، اگر نيازمند باشد باز دارد ، و اگر بىنياز بود باز ندارد ، پس به هر دو جانب خداى را جل جلاله نياز نيست ، اولاتر آن باشد اندر حكم بىنيازى كه آن خود ببخشد ، و آن بندگان باز ندارد تا ميان غناى وى و فقر بندگان فرق باشد . و جملة قولهم ما حكينا .