اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

913

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

مر كهتران ورا است ، ورا از وى فارغ كرد و به شغل اغيار مشغول كرد تا مر ايشان را به شغل وى از آتش امن كرد . اين است فرق ميان تفويض و تسليم كه ياد كرديم . و لا فائدة فى التطويل . باز گفت : « فلذلك أيس الكبراء عن الكمال » ، از بهر اين نوميد گشتند بزرگان از كمال يعنى از كمال تفويض و تسليم . هيچ كس اندر مقام تفويض به مصطفى صلى الله عليه و سلم نرسيدند ، و هيچ كس اندر مقام تسليم به خليل صلوات الله عليه و سلم نرسيدند . و گروهى فرق كردند ميان تفويض و تسليم ؛ گفتند تسليم آن باشد كه بسپارى و نبينى كه سپردم ؛ و تفويض آن باشد كه چون سپردى بيش خاطر آن بر سر نگذارى . و گروهى گفتند تسليم اندر مسلم حكم كردن است ؛ و تفويض خويشتن را حكم ناديدن است . هركه اندر چيزى حكم كند با آن چيز است ، و هركه خويشتن را حكم نبيند با حق است . و تسليم تصرف است و تفويض قطع تصرف است . تسليم مجردان را است ، و تفويض مفردان را . و هيچ كس از اين دو مقام خبر نداشتند . نه هيچ كس خود را به كليت تسليم كرد چنان كه خليل ؛ و نه هيچ كس خويشتن نديد چنان كه حبيب صلوات الله عليهما ؛ كه تسليم سپردن است و تفويض ناديدن . باز گفت : « و ان كانوا فى حال القربة » . و هرچند اين كسها اندر حال قربت بودند . باز گفت : « مع تحقيق المشاهدة » . هرچند با تحقيق مشاهدت بودند . معنى اين سخن آن است كه نخست قربت باشد و باز مشاهدت [ 248 ب ] باشد ؛ و مشاهدت برتر از قربت . مشاهدت بىقربت نباشد و قربت بىمشاهدت . بزرگان هرچند قربت و مشاهدت هر دو دارند كمال تسليم خليل و كمال تفويض حبيب صلوات الله عليهم ندارند ؛ و تفسير قربت و مشاهدت بيايد ان شاء الله عز و جلّ ، و لكن رمزى اندر وى گوييم بر طريق مثل . قربت چنان است كه كسى سر ما يافته باشد ، به آتش نزديك شود تا گرم گردد . از منفعت آتش خبر دارد : و مثل مشاهدت چنان است كه كسى اندر آتش افتد و بسوزد ، و جز از عين بلا از هيچ چيز خبر ندارد .