اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
867
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
و گروهى چنين گفتند كه رسل آدميان فاضلتر از جملهء ملائكهء رسل و غير رسل . و باز ملائكه كه رسلاند فاضلتر از مؤمنانى كه رسل نهاند ؛ باز آن مؤمنان كه رسل نهاند فاضلتر از ملائكهاى كه رسل نهاند به تقسيم جواب اين است و لكن چون ما را سؤال كنند كه ملائكه فاضلترند يا آدميان ، باطلاق جواب دهيم كه آدميان فاضلتر ؛ از بهر آنكه اندر ميان آدميان چون محمد است صلوات الله عليه و سلم و اندر ملائكه برابر وى كس نيست . از بهر آنكه سيد ملائكه جبريل و ميكايلاند ؛ و هر دو را صلوات الله عليهما خداى عز و جلّ اندر دنيا به شب معراج خادم وى گردانيد ؛ و اندر قيامت هم اين باشد . و چون مصطفى را صلى الله عليه شب معراج با جبريل تا سدرة المنتهى برفت نيز مصطفى را گفت : تقدم يا محمد ، ورا گفت : تتركنى يا جبريل و تتخلف ، جواب داد : اتركك الى من هو خير لك منى ، و باز گفت : و ما منا الا له مقام معلوم . محمول مقام چون محمول رب نباشد . تا بزرگان چنين گفتهاند : من كان مع المقام كيف يوارى من كان مع الرب فكان افتخار جبريل بالمقام و افتخار المقام بالمصطفى صلى الله عليهما . و از اين معنى بود كه گفت : لواء الحمد بيدى و لا فخر اى لا افتخر باللواء و انما اللواء يفتخر بى . و گروهى اندر اين مسئله توقف كردند و اندر تفصيل سخن نگفتند ، و چنان كه اندر اين كتاب ياد كرده است و گفتند ، ما دانيم كه فضل به جوهر نيست ؛ از بهر آنكه ابليس لعنه الله به جوهر افتخار كرد ورا لعنت بار آورد . و نيز تفضيل به عمل نيست ؛ از بهر آنكه ما ديديم كسى كه ورا عمل كمتر بود و فضل بيشتر چنان كه ياد كرديم ، پس چون ما را خبرى نص نيامد به تفضيل كسى بر كسى و دليلى از عقل قاطع قايم نگشت ، دانستيم كه فضل به تفضيل خداوند آمد نه به جوهر و نه به عقل . مضطر نگشتيم به تفضيل طايفهاى ، بجمله ايمان آورديم گفتيم فاضلتر آن است كه خداى عز و جلّ را فضل نهد . و اين مقدار بر صحت ايمان را بسنده باشد . نبينى كه چون به همه انبيا ايمان آورديم هرچند از ايشان بيشتر را نشناختيم ايمان ما درست آمد . بيرون از گذشت مصطفى صلى الله عليه و سلم