اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

835

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

الباب السابع عشر قولهم فى الروح قال الشيخ رحمه الله خلق اندر روح اختلاف كردند . گروهى روح را جسم گفتند و گروهى جوهر گفتند و گروهى عرض گفتند و گروهى مر او را قديم گفتند و گروهى محدث گفتند . مذهب ترسايان آن است كه روح قديم است . و قول بعضى از فلاسفه كه ايشان مذهب تناسخ دارند همين است . و باز مذهب اهل سنت و جماعت آن است كه روح گوييم و ماهيت و كيفيت نگوييم . و از اين معنى همىگويد جنيد : « [ قال الجنيد ] : الروح شىء استأثر الله بعلمه و لم يطلع عليه احدا من خلقه و لا يجوز العبارة عنه باكثر من موجود لقوله تعالى : قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » . مذهب اين است كه جنيد گفت ، و فقها و ائمهء دين بر اين‌اند و اعتقاد ما همين است . و دليل اين آن است كه چون كافران مكه خواستند كه پيغامبر را صلى الله عليه و سلم بيازمايند به چيزى تا پديد آيد كه صادق است يا كاذب ، سوى جهودان مدينه كس فرستادند . گفتند مردى اندر ميان ما پديد آمد و پيغامبرى دعوى كرد ، مر او را از چه پرسيم تا صدق وى از كذب پديد آيد . جهودان