اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
499
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
دارد ، و چون زنگ را بزدايند ديدار افتد . زداينده را جلا گويند از بهر آنكه آنچه پنهان بود آشكارا كرد . و چون عروس را به خلق نمايند آن را جلوه گويند و زدودن را جلا گويند ، از بهر آنكه اندر وى ظهور است . پس بندگى جز حجاب نيست ؛ زيرا كه بندگى بند است به پارسى و به تازى عبوديت ذل است ، بسته را گشادگى كردن محال است ، و ذليل را عز جستن محال است . هركه را پردگى كنند هرچند اندر پردهتر باشد محمودتر است . و هركه را از پرده بيرون آرند هرچند گشادهتر محمودتر است . پردگى زناناند و گشادگان مرداناند . باز پردگى شريعت منهيات است و گشادگى شريعت مأمورات است . مرد را مردگى نيكوتر ، و زن را زنى نيكوتر . چون از مرد زنى آيد مطعون است ، و چون از زن مردى آيد ملعون است به حكم شريعت . پس آنجا كه امر است صفت مردان بايد و آنجا كه نهى است صفت زنان بايد ، تا تجلى امر و استتار نهى را فايدهاى حاصل آيد . اگر مخلوقى مخدرهاى دارد ورا اندر پردهاى دارد ، اگر اين مخدره پرده از روى بردارد نيم طلاق باشد . آنكه اندر زير پردهء نهى است اگر پرده از روى بردارد ، نيم فراق باشد . قوله : « على معنى قول النبى صلى الله عليه و على ابواب ستور مرخاة قيل الابواب المفتحة محارم الله و الستور حدوده » . شيخ رحمه الله همى چنين گويد كه مر اين سخن را كه ياد كرديم [ بر خبرى بنا كرديم ] از قول پيغامبر صلى الله عليه و اين خبر دراز است و تمامى وى ياد كردن اينجا جاى وى نيست ، و لكن پيغامبر صلى الله عليه و سلم مر مسلمانى را مثل زده است بدين خبر كه درهايى است و پردههايى ، پرده از در فروگذاشته ، حرمهاى خداوند است ، [ 136 الف ] و آن پردهها حدهاى وى است تا پاى اندر ننهند . اگر بشايستى كه هر جاى پاى اندر نهادندى پرده بر در فرونگذاشتندى . پس جايى كه پرده فروآويختند و آن پردهء نهى است ، پرده برداشتن روى نيست ، و اندرون پرده روى نهادن روى نيست . و اگر كسى پس پردهء مخلوقان نگرد تيرى به چشم اندر آيد ، ملامت ورا باشد . پس آن كسى كه پس پردهء حق تعالى نگرد ، چگونه بود ؟ !