اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

495

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

از بهر تقدم نهى يافتيم ، و هرچه نيكو يافتيم از بهر تقدم امر يافتيم . پس آنچه خداى عز و جلّ كرد پيش از كردن وى كدام آمر و ناهى بود تا فعل وى قبيح گردد ، و نه هر چيزى كه ما كنيم فعل ما نامى گيرد زشت يا نيكو ؛ بايد كه فعل خداى عز و جلّ همان نام گيرد . نبينى كه اگر ما كار نيكو كنيم مطيع نام گيريم ، و چون وى كارى نيكو كند مطيع نام نگيرد ، از بهر آنكه بر ما امر است و بر وى امر نيست . همچنين اگر ما نيز كارى كنيم كه مر كسى را بد آيد نام عاصى گيريم ، و اگر وى كند نام عاصى نگيرد . از بهر آنكه بر ما نهى است و بر وى نهى نيست . و اگر ما را غلامى باشد يا فرزندى بدخوى و بىادب ، و ما دانيم كه اگر ورا دست بگشاييم و كارد يا شمشير بدهيم تا بيرون برود و كسى را بكشد ، به اين فعل مذموم گرديم و معاتب گرديم و ملام گرديم ، و خداى عز و جلّ دانسته بود كه اگر مر كافر را قوت دهد و سلاح دهد مسلما [ نا ] ن را بكشد و پيغمبران را گلو ببرد و اره بر سر پيغامبران نهد و به دونيم فرود آورد . و آن قوت بداد و اين آلت بداد ، وى جل جلاله بدين مذموم نه و معاتب نه و بر وى ملامت نه . و اگر ما را بنده‌اى باشد و پرستارى و ما دانيم كه اگر اين هر دو جاى خالى يابند زنا كنند جاى خالى دهيم مر ايشان را ، زشت نام گرديم . و حق تعالى همه دانست و همه را جاى داد و زشت نام نگشت . و اگر نيز چنان باشد كه به روزنى نگاه كنيم ، پرستارى از آن ما با بنده‌اى از آن ما بينيم كه همى زنا كنند ، و قدرت داريم كه باز داريم و باز نداريم نام قوادى و قلتبانى گيريم . و هرچه اندر عالم زنا كنند بندگان و پرستاران وىاند همه همىبيند و تواند كه باز دارد بدانكه اندامهاى ايشان خشك كند يا قوت بردارد يا بانگى شنواند يا سنگى بر سر زند يا ديوارى بر ايشان افگند ؛ و همىنكند و بر وى هيچ عيب لازم نيايد ؛ و از آن زشت نامى كه ما را است بر وى هيچ عيب لازم نيايد . باطل گشت قول آن كسى كه گويد هرچه از ما زشت است از خداى عز و جلّ زشت باشد . و درست گشت كه از ما