اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
48
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
بود ، و نهاد خلق برآن است كه ستايش خلق طلب كنند و از نكوهش خلق بترسند . و نهاد اين بزرگان برآن است كه از ستايش خلق بترسند و نكوهش خلق به آرزو خواهند . از بهر آنكه چون خلق را قبول كنند از حق بازمانند . و چون خلق را از دل بيرون نهند ، صحبت حق را فراغ يابند . و نيز رسم خلق آن است كه با خلق انس گيرند و از فراق خلق وحشت گيرند . باز عارفان به صحبت خلق وحشت گيرند و به فراق خلق انس يابند . و رسم خلق آن است كه با نعمت بيارامند و از بلا بگريزند ، و باز بزرگان با بلا بيارامند و از نعمت بپرهيزند . و نيز رسم خلق آن است كه دنيا جمع كنند و از خلق منع كنند . و اين [ 6 ب ] بزرگان آنچه دارند ايثار كنند ، و آنچه ندارند طلب نكنند . و نيز رسم خلق آنست كه راحت و آرزو و مراد نفس جويند ، و اين بزرگان نفس را خلاف كنند و عمر بگذرانند و قدم بر پى يك مراد ننهند . قوله : « اصطفى من شاء منهم لرسالته » . بگزيد از ايشان آن را كه خواست از بهر پيغامبرى . « و انتخب من اراد لوحيه و سفارته » . و بگزيد آن را كه خواست مر وحى خود را و آشتى اوگندن را كه سفير آن بود كه ميان دو تن آشتى افكند . پس گفت از جمله اوليا بگزيد پيغامبران را عليه السلام ، از بهر آنكه همه پيغامبران ولى باشند ، ليكن هر ولى پيغامبر نبود . و پيغامبر فرستادن حق است ، و پيغامبران همه حق بودند . از بهر آنكه چون خداى تعالى خلق را بيافريد و از جملهء ايشان آدميان را مخصوص كرد به گونهگونه كرامتها ، چنان كه گفت : وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ . بر ايشان بر منت بسيار واجب گشت . و شكر منعم در عقل واجب است ، و ليكن شناختن كيفيت شكر پوشيده است . پيغمبران بايستند تا بيان كنند وجوه شكر ، تا خلق بدانند كه شكر منعم چگونه بايد كردن . و نيز راه طاعت پديد كنند تا مستوجب ثواب گردند ، و راه معصيت پديد كنند تا مستوجب عقوبت نگردند . اين همه غايت كرم است .