اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
9
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
* اينك به گفتگو از اصل كتاب « شرح تعرف » و شيوهء كار مؤلف ارجمند آن ، ابو ابراهيم مستملى بخارى مىپردازم . مستملى در سرآغاز اثر خود طى مقدمهاى كوتاه كه بر كتاب نوشته ، انگيزهء خود را بازنموده است : « اصحاب از من درخواستند تا كتابى جمع كنم . . . اجابت كردم به حسب طاقت ، و بنا كردم بر كتابى كه شيخ ما ابو بكر بن ابى اسحاق . . . بخارى كلابادى . . . تأليف كرده است . . . من آن كتاب را به شرح كردم » . متن . ص 33 آنگاه به شرح متن كتاب « تعرف » ابو بكر بخارى كلابادى روى آورده ، و در اين كار دقت و امانت تمام به كار برده است . وى ديباچهء كتاب كلابادى را نيز جمله به جمله نقل كرده است و سپس به ترجمهء آن به پارسى پرداخته . در اين ترجمه كردن مستملى شيوايى و روانى كلام ستايشانگيز است . روا است كه نمونههايى چند آورده شود : « الحمد الله المحتجب بكبريائه عن درك العيون » . سپاس مر آن خداى را كه محتجب است به بزرگوارى خويش از اندر يافتن چشمها » . متن . ص 34 « طهر عن ادناس النفوس اسرارهم » . پاك گردانيد از پليديهاى تنها سرهاى ايشان را » . همانجا . ص 45 « و انتخب من اراد لوحيه و سفارته » . و بگزيد آن را كه خواست مر وحى خود را و آشتى اوگندن را ، كه سفير آن بود كه ميان دو تن آشتى افگند » . همانجا . ص 48 « آذانهم واعيه » . گوشهاى ايشان ياددار است » . همانجا . ص 89 « صفيه » . ايشان را صفى خواندند از بهر آنكه اصحاب صفهء پيغامبر عليه الصلاة و السلام بودند . و صفهء پيغمبر صلوات الله عليه جايى است به مدينه كه آنجا را قبا خوانند . از مدينه تا آنجا دو فرسنگ است . درويشان و ياران پيغامبر صلى الله عليه و سلم آنجا وطن ساخته بودند و از دنيا اعراض كرده ، تا