بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 79
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
منتظر و پاسبان حال است ولى محفوظ كه منتهى است پاسبان غفلت است كه مبادا از حق دقيقهء غفلت كند و مقيّد بحالات و مشاهدات نمىشود پس آنكه فرمود كه بالحقيقة تكلّف به اين جهت است كه او مشغول مشاهده است و پاسبان مشهود است و پاسبانى سرّ مر او را ، زحمتى دارد كه بايد مرتكب گردد . قوله ق رعاية الحقيقة للمريدين پاسبانى حقيقت براى دل از خطرات كه سابقا اختيار و امتحان ناميدند براى مريد آنست كه هنوز اختيار دارد يا پاسبانى از ضد مشاهدات مر آنها راست . و رعاية الغفلة للمرادين و پاسبانى غفلت از وجود و پندار ، براى مراد و شيخ كامل است . كه حافظ دل اوست ، و او غفلت دارد از وجود و اختيار خود ، يا پاسبانى از اينكه غفلتى روى ندهد او را از حقتعالى ، براى مراد است پس اين دو فقره رعايت ، بهمنزلهء شرح است براى عبارات سابقه در حافظ و محفوظ بنا به آن معنى كه داده شد . « من كان فى جهده مراعيا للمراد فيه » هركسى كه در جهد خود مراعاتكنندهء آداب و تعظيم مراد خود باشد در آن . كان جهده على حسبته مىشود جهد او بر سر رضاى حق و مقرون با رضاى او . و من لم يراع المراد فيه فقد خسر الدّين يعنى كسى كه گمان كند كه جهد كافى است و مراعات ادب با امر پير خود نكند به تحقيق زيان كرده در دين خود ، و دين حق ، كه با جدوجهد بىلطف حق به جائى نمىتوان رسيد . قوله قس بذل المجهود به غير حسبة خسران يعنى صرف طاعت و سعى بدون رضاى خدا و پير زيان است و اين فقره بهمنزلهء شرح و توضيح است مر فقره سابقه را . من اراد الحقّ فارق الخلق كسى كه ارادهء حق كند از خلق مفارقت مىكند . و نفسه من جملة الخلق و نفس او هم از جملهء خلق است ، كه بايد از آن مفارقت كند و اينجا مراد از نفس فقط پندار و انّيّت است و با ملاحظهء غير حق بودن با سايرين ، در يك درجه است و الا بواسطهء امّارگى و مضلّ و اعدا عدوّ انسان بودن ، مفارقت او لازمتر است از خلق ، بلكه دشمن داشتن و مخالفت او لازم است . من أراد اللّه لنواله اراده بنواله فخوّله هركس ارادهء خدا و