بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 49

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

قوله « و الى المعرفة حجاب » در سابق جحود ناميد يعنى انكار زيرا كه اشاره به معرفت با علم ، در حقيقت انكار معرفت است و در اينجا حجاب ناميد زيرا كه اشاره خواه عقليه و يا حسيه مستلزم وجود مشير و اشاره است و آن عين بعد و حجاب است تا هستى باقى است . « و الى القرب بعد » يعنى براى مقربين هم اشاره نمىشود زيرا كه حق قريب است و اشاره دليل بعد است ، و براى اهل قرب حجاب است . قوله « العلم حجاب بين اللّه و بين خلقه موكّل بالإشارة » يعنى علم حجاب است ميان خدا و خلق او موكل است با اشاره زيرا كه علم ادراك صورت مطابقه با شيئى است و اشاره علميه بسوى حق دليل بعد و غيبت و حجاب است اگرچه سلامت دارد . و موكّل بودن با اشاره ، يا اشاره علميّه است چنانچه گذشت يا اگر مراد از علم ، علم باطنى باشد آن هم موكّل است بر اشارهء حق بر عبد ، يا با اشاره مراد بمريد كه هر دو بدون شهود تام ، حجاب است . « الاشارة ما نفى العبارة فاذا جاءت المعرفة خفى » اشاره چيزيست كه نفى مىكند عبارت را و خارج از عبارت است و هرگاه عبارت به ميان آيد اشاره مخفى گردد كه فرموده‌اند العبارة للعوام و الاشارة الى الخواص مثل قول حقتعالى به حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام « انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي « 1 » لسان ظاهر عبارت اشاره به كوه طور است و لسان اشاره به كوه هستى و وجود اضافى آن حضرت است چنانچه مفهوم از آيهء مباركه لَنْ تَرانِي يا موسى « 2 » با لسان اشاره ، اين است تا توئى تو باقى است ديدن من محال است مر تو را پس اگر عبارت به ميان آيد بسا كه اشاره مخفى مىشود بلكه خفاء اشاره فى نفسها در ظهور عبارت مندرج است و بعضى اشاره‌ها موجود است كه عبارت را نفى مىكند يعنى با ظاهر عبارت و قواعد آن راست نمىآيد . قوله « الاشارة بالعلم فعل الصّالحين » يعنى اشاره با علم ظاهرى يا سلوك ، فعل صالحان است . « و الإشارة بالحقيقة فعل المريدين » و اشاره بسبب حقيقت مشاهدات فعل مريدانست .

--> ( 1 ) يعنى به كوه طور نگاه كن اگر از تجلى نور در جاى خود بماند بس مرا خواهى ديد : ( س 7 - 139 ) ( 2 ) جزء آيهء 139 س 7 .