بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 40
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
نفس ادناست و قول او هم ادنى است . قوله ق « الدّنيا رهن الآخرة و الآخرة رهن الحقيقة چنانچه تا شخص رهن را به صاحبش ندهد مال خود را نمىستاند دنيا هم بعوض آخرت رهن است طالب آخرت بايد دنيا را بدهد و همچنان طالب حقيقت و مولا بايد آخرت را بدهد به اين معنى كه اشتياق بهشت و حور و ترس دوزخ را به خود راه ندهد ، و فقط براى لقاء حق با نيت خالص مشغول طاعت باشد قوله ق « الخلق اضلّهم ظلمة الدّنيا و ظلمة النّفوس يعنى گمراه نموده خلق را از نور دين ظلمت دنيا و ظلمت نفوس . فذهاب ظلمة الدّنيا بالعلم پس زوال تاريكى دنيا بسبب علم است علم بفناء دنيا و مشتهيات نفس كه مشغول كند از حقتعالى باعث نار و عقاب است از روى آيات و اخبار كه وارد شده و عمل بعلم سلوك راه فقر ، نور است و مىبرد ظلمت دنيا را از درون و با عبارة اخرى حبّ آل محمد ( ص ) كه طريقت است نور است و حسنه ، و حب دنيا ظلمت و نار است كه راس هر گناه است پس اين حب را زائل نمىكند مگر آن حب زيرا كه در يك دل دو محبت جمع نمىشود و حبّ علىّ ( ع ) حسنة لا يضرّ معها السّيّئة هم ازاينجهت است . و ذهاب ظلمة النّفوس بالوجد و رفتن ظلمت نفوس با وجد است كه غلبه حال از تجليات است پس نفس با دنيا و دنيا با نفس خواهرند كه هر دو ظلمت و سبب دورى و بعد از حقند و هر دو باهم اتحاد دارند در بعد و حرمان از نعيم قلب ، و جذبه محبت الهى نوريست كه در قنديل دل افروخته بسبب غلبه هر دو ظلمت را از دل سالك مىبرد و زائل مىكند تا سالك باصل خود كه نور فطرت توحيد است مىرسد و مقصود اصلى از سلوك همين است و صراط مستقيم عبارت از راه محبت و ولايت حضرات آل عصمت است عليهم السلام كه شريعت و طريقت ناميده مىشود . گر ره مقصد ندانى چيست آن * رفتنت خود نيست كار واقفان اوّلا بشناس قَصد و مَوطِنت * بعد از آن بشتاب اندر رفتنت قوله قس ليس بين النّفس و القيامة الّا نفس يعنى نيست ميان نفس و قيامت بجز نفس يعنى بمضمون « من مات فقد قامت قيامته » « 1 » تا نفس سالك با رياضات نميرد قيامت سالك كه وسطى ناميده مىشود و حيات ابدى دل روزى نمىشود رزقنا اللّه تعالى كه مراد از آن قيامت وسطى است و صغرى مرگ طبيعى است ، و كبرى قيامت موعود است ، بعد از فناء كل
--> ( 1 ) حديث نبوى است يعنى هركس بميرد با موت طبيعى رستاخيز او به پا مىشود و عرفاء فرمودهاند اگر سالك با موت ارادى و رياضات نيز بميرد قيامت او بر پا شود ، و به نعيم ابدى در اين جهان دست يابد كه سنائى فرموده : بميرايد دست پيش از مرگ اگر عمر ابد خواهى * كه ادريس از چنين مردن بهشتى گشت . . .