بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

مقدمه 5

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

خاطرت كى رقم فيض پذيرد هيهات * مگر از نقش پراكنده ورق ساده كنى عارف همدانى خودش در رباعيات فرمايد : تو كه ناخواندهء علم سماوات * تو كه نابردهء ره در خرابات تو كه سود و زيان خود ندانى * بياران كى رسى هيهات هيهات آرى اين سخنان از امواج اقيانوس حقيقت برخاسته ، و از فزونى و تكلف پيراسته است و خوانى است كه باره آورد معارف آراسته ، هركسى از صاحبدلان به قدر حوصله خويش از آن نواله مىبرد . فراگرفتن آن جز استعداد و امداد فيض حق و دستگيرى صاحبدلان دست ندهد : داستان نيست كه با شنيدن آن چندگاهى وقت را مشغول دارند ، بلكه همهء اين‌ها ثمرهء كردار است و حقيقت گفتار . من لم يذق لم يدر « تا اين شراب شوق كه را در گلو كنند » . بارى چون سخنان مزبور بلفظ تازى و به صورت كلمات كوتاه از آن بزرك صاحبدل تراويده ، و دست فارسىزبانان از ثمرهء حقايقش كوتاه بود ، دانشمند بزرگوار صاحبدل و عارف محقق آقاى حاج ميرزا محسن حالى اردبيلى عماد الفقراء قدس اللّه روحه كه يكى از دانشمندان و بزرگان اهل حال و عرفاى عصر ما بودند ، دامن همت بكمر زده و كلمات عارف همدانى را در زمان حضرت قطب العارفين جناب آقا ميرزا احمد عبد الحى مرتضوى وحيد الاولياء شيرازى مدفن قدس سره ، به فارسى ترجمه و شرح نموده بودند ، كه براى راهروان طريق توحيد و معرفت استفاده از حقايق آن سهل و آسان باشد و بازجستهء خود را در اين اوراق بيابند ، و چون چاپ اين كتاب در حال حيات شارح فراهم نشده بود اينك كه سومين سال درگذشت آن بزرگوار است ، چند نفر از ارادتمندان آن حضرت با كسب اجازهء قبلى از حضور حضرت ملا ذا السالكين و ملجاء العارفين ابو الفتوح آقاى حاج ميرزا محمد على حب حيدر دام بقائه الشريف اقدام بطبع و نشر اين كتاب نمودند . مخفى نماند حضرت بابا طاهر عريان همدانى كه مولاناى رومى صاحب مثنوى در مقدمه مثنوى نسب شيخ حسام الدين چلبى را در مقام شرف و افتخار به او مىرساند و او را از فرزندان آن عارف بزرك مىشمارد به اين عبارت . « المنتسب الى الشّيخ المكرّم بما قال امسيت كرديّا و اصبحت عربيّا قدّس الله روحه و ارواح اخلافه فنعم السّلف و نعم الخلف