بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 16

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

« لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » . قوله « العلم رسول » در به دو سلوك آنچه افاضه مىشود از حق رسول حق است و پيام او مىرساند . « و الحقيقة اصول » يعنى در وسط سلوك علم حقيقت كه مكاشفه و مشاهده و معاينه است اصول و ريشه‌ها و قواعد كلّيّه است براى عبد « و الحقّ صئول » يعنى در نهايات سلوك كه نور حق ازلى بر دل غالب شود صولت‌كننده است كه با صولت و حملهء او كه مثل شير است روباه عقل و خرگوش هستى در گوشهء پنهان و فرارى است و مراد از وجود انانيت و پندار خودى است بيت آتش عشقت ز غيرت بر دلم * تاختن آورد همچون شير مست « و الرّجوع بالعلم الى العلم فعل الصّادقين » يعنى رجوع بسبب علم بر سوى علم فعل صادقان است شايد مراد اين باشد كه بسبب علم باطنى سلوك ، باز رجوع بعلم ظاهرى شرعى كند ، يعنى باطن را با ظاهر تطبيق نمايد ، بدن و جسم را با علم صورى ، و روح و قلب را با علم باطنى آراسته كند ، يا ترقى كند از علمى بعلم ديگر از علوم باطنيّه ، مثل اينكه از علم مكاشفه ، بمشاهده ترقى كند ، اين‌همه فعل صادقان سالكان است و ليكن با لفظ رجوع ، معنى اوّل مطابق است و بعضى بزرگان فرموده‌اند بسا سالك كه بمقام عالى ترقى نموده از عالى بسوى سافل توجه كرده كسر و نقصان حوالى و شرائط آن را به عمل مىآورد ، زيرا كه شخصى كه از بلنديها به پستيها نگاه كند درست و كاملا اطراف و جوانب زمين پست را درك و احاطه مىكند كه اول آن‌طور درك نمىكرد از آثار و احكام درجه سافله ، پس رجوع مىكند از علم عالى بعلم سافل ، كه در واقع دو درجه را در يك حال طى مىكند « و الرّجوع بالحقيقة الى العلم فعل الخاسرين » يعنى بعد از اينكه به حقيقت رسيد يعنى حقيقت علم كه معلوم است و عبارت است از مشاهده پس از علم اليقين چنانچه بعد از اين ذكر مىشود ، رجوع كردن بعلم ظاهرى استدلالى عقلى ، خسران و زيان است زيرا كه اگر شخصى در حضور سلطان توجّه بر غلام او كرده ، او را طرف خطاب قرار دهد ، البتّه مبتلاى قهر شده رجوع قهقرى بر ذلّت ، و بعد و حرمان خواهد كرد ، با اينكه نور مشاهده ، سلب ادراك شعور عقل جزئى كرده ، خود را از خود غافل مىكند عقل خود شحنه است چون سلطان رسيد * شحنهء بيچاره در كنجى خزيد و معنى عالى ، اينكه صاحب حقيقت كه رجوع و بازگشت بعلم كند و از