بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 248

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

پير اين ره بود على و به دو * رهروان راست اعتماد وثوق هركه بىپير دم ز فقر زند * سارق است و مطالبش مسروق دوش اين نكته را به گوش دلم * گفت صاحب‌دلى كه بود صدوق كه بود وجه شاهد ازلى * جلوه‌گر از جمال پاك على اى بر تبت دو كون را خالق * وى ز همت بما سوى رازق باعث خلقت دوكونستى * نى كه هستى دو كون را خالق در حقيقت تو عين معشوقى * گرچه هستى به صورت عاشق ز امر يزدان امور عالم را * توئى اى شاه راتق و فاتق هيچ شغلى ترا ز شغل دگر * نيست بىشبهه مانع و عايق نيست جز تو كسى بعدل حكم * نيست جز تو كسى به حق ناطق گرچه تو از نتاج بوالبشرى * بو البشر لاحق است و تو سابق تو معين بودى و ظهير و پناه * انبيا را ز سابق و لاحق در جهان جز تو كو جوانمردى * كو بود زال دهر را طالق هركه را نيست ذوق مهر تو هست * او عذاب اليم را ذائق فسق او مىشود بدل به ثواب * با ولايت بميرد ار فاسق همچو صبح است آفتاب ضمير * هركه در مهر تو بود صادق هست از آن بنده‌اى خدا بيزار * كه نباشد به حضرتت شايق از پس مصطفى امامت را * نيست غير از تو هيچ‌كس لايق غير بر باطل است و تو بر حق * جلوهء كن كه تا شود زاهق محو گردند همچو ذره نجوم * چون ز شرق آفتاب شد شارق گشت طالع چو مهر روزافزون * مىرود ظلمت شب غاسق نيست عبرت به دنيى و عقبى * جز بفضل تو راجى و واثق همتى خواهد از عنايت تو * تا به نفس دنى شود فايق يك نفس زين سخن نبندد لب * هست تا نفس ناطقه ناطق كه بود وجه شاهد ازلى * جلوه‌گر از جمال پاك على * * *