بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 241

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

و اين توحيد عبارت از اسقاط حدوث و اسقاط امكان ، و اثبات ذات قديم است و اين توحيد نهايت توحيد اهل اشارات و اهل سلوك است زيرا توحيد ماوراء اشارهء ممكنات است ، و آن موقعى تحقّق پيدا كند كه براى رسوم و آثار امكانى ، بكلّى فناء حاصل گردد ، و مرتبهء احديّت حق از كثرت عددى منزّه و مجرّد گردد ، و هيچ‌يك از ممكنات بر توحيد ذاتى حق راه ندارند ، زيرا حضرت احديّت از اسم و رسم و نعت و صفت و بيان منزّه است - و هر چيزى كه از آن رايحهء هستى بمشام آيد ، ذاتا اختصاص به حق دارد ، و بالعرض براى ممكنات است . پس بايستى همهء آنها را به مالك اصلى برگرداند تا توحيد حقيقى حاصل شود . همه را ملك مجاز است بزرگى و اميرى * تو خداوند جهانى كه نمردى و نميرى سعديا من ملك‌الملك غَنيّم تو فقيرى * چاره درويشى و عجز است و گدائى و فقيرى و برخى از عرفاء در منازل السائرين به حضرت خواجه اعتراض كرده‌اند كه چرا بعد از مقام جمع ، فرق بعد الجمع را بيان نكرده و اشاره بر سفر دوم ( سفر از حق بخلق ) نفرموده و پاسخ آنان اينست كه خواجه انصارى به سفر دوم در باب بقاء بعد از فناء و در باب ( تلبيس ) موقعى كه درجه سوم اهل تمكين را بيان فرموده اشاره كرده است - و چون توحيد درجه سوم كه احديت مقام جمع و فرق است انتهاى مقامات است لذا مقامات همين‌جا به نهايت مىرسد زيرا انتهاى مقامات بملاحظهء مفاد ( وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ ) به حضرت احديّت برمىگردد كه بالاترين مقامات است و اينجاست كه رسوم امكانى در مقابل احديّت جمعيه محو و زائل گردد ، و صفاى شراب كافورى توحيد را تيرگى ( تفرقه ) تيره نسازد . مخفى نماند عرفاء متاخرين و اقطاب سلسلهء عليه معروفيه كبرويه احمديه على صاحبها آلاف السلام و التحية كه از كاملترين سلاسل فقر در عالم از جهت محفوظ داشتن احكام شريعت و قواعد طريقت و حقيقت ، مىباشد ، براى رسيدن سالك باعلى درجهء كمال و ترقى او از مدارج نفس به روح و از روح به سرّ و از سرّ بخفى . و از خفى تا اخفى چهارده شرط قايلند كه اين چهارده شرط را حضرت شيخ نجيب الدين رضاى تبريزى اصفهانى قدس سره ( معاصر شاه صفى صفوى ) از بزرگان اقطاب سلسلهء عليه ذهبيه در سبع