بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 235

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

درجه دوم آنست كه شهود حاصل از حق ، متعارض با شهود حاصل قبل از فنا نشود ، يعنى شهود عارف فقط و فقط مستند به حق باشد نه مستند به خود ، و از اين آلايش پاك گردد . درجه سوم : اينست كه رايحه حدوث امكانى ، بعد از تجلى وجوب قديم حق ، بمشام عارف نرسد و اينست معنى قول حضرت رسول ( ص ) كه فرمود : « كان اللّه و لم يكن معه شىء » كه عارفى شنيد و فرمود : « الآن كما كان » يعنى نسبت قبل از فناء و بعد از فناء هر دو در نظر عارف برابر باشد ، و اصلا رايحه آثار و رسوم امكان به مشامش نرسد ، و فقط ذات حق را ببيند لا غير ، و اينجا جايگاه سقوط شهادات ، و محل تباهى و و بطلان عبارات و فناى اشارات است . بعد ( تلبيس ) است و آن بمعنى « پوشاندن » و در اينجا مراد اخفاء و پنهان داشتن و كتمان بواطن امور ، در لباس ظواهر است مثل : تعلّق و ارتباط امور جهان باسباب و موكول بودن وصول بمقامات معرفت ، بوسايط ( از قبيل مقامات و رياضات و دلايل و اخبار ) كه اهل تفرقه معارف را موكول برياضات و سلوك در مقامات و تمسك به ادله و براهين و اخبار ، دانند و حال آنكه معرف و تهيه‌كننده اسباب و وسايل خداست كه آثار و نشانهاى معارف را به مردم داده و اهل شهود و معرفت همه را از ذات حق دانند تلبيس دوم : از مراتب مخصوص اهل غيرت است كه حالات و كرامات خود را از مردم بپوشانند كه موجب تشويش و پريشانى اوقات و تغيير حالات آنان نشوند . و اين حقير گفته است : كرامات و حالات حيض الرّجال است * كرامات پابند مرد خدا نيست اگر ميم من بر دِلَت نقش بندد * ترا ره بدان حضرت پادشا نيست و تلبيس دوّم اينست كه خود را به‌وسيله اشتغال بامور دنيوى ، و تمسّك به وسايل و اسباب از نظر مردم بپوشانند ، تا اينكه مردم از حالات معنويّه و بواطن آنان آگاه نگردند ، و اين قبيل بزرگان مظهر رحمت حقّند بر اهل حجاب و محجوبين ، و با مردم درآميزند ، تا مردم با نور هدايت آنان هدايت يافته و به بركت مصاحبتشان رستگار شوند « 1 »

--> ( 1 ) تلبيس هنگامى حاصل شود كه براى مشاهد فناى كلى حاصل *