بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 211

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

و آن در درجه اول ترحم و دلسوزى بر تباه شدن اعمال است كه شايد پذيرفته درگاه حق نباشد يا ترحم . بر ديگران است بجهة ترسيدن از مؤاخذهء آنان در آخرت . درجه دوم : ترسيدن از اشتغال وقت به ياد غير حق ( ترس از تفرقه و پراكندگى ) درجه سوم . اشفاق و آن ترس از مخاصمه با معصيت‌كاران است زيرا آنان را معذور مىداند و خود را معذور نمىشمارد . ( خشوع ) : عبارت از انكسار و شكسته نفسى است كه با خوف و يا محبت درآميزد و سه درجه دارد : 1 - سر فرود آوردن در برابر اوامر حق و تسليم در مقابل آن 2 - انتظار حضور امراض و آفات عمل از قبيل سستى ، و وقوع خلل در شرائط عمل و اين انتظار سبب شكستگى خاشع بشود و او را از ترك حقوق مردم مانع آيد ، و فضل‌فروشى و خودپسندى را بازگذارد ، و اين مقام وزش نسيم و ظهور اول تجليات است . بعد باب ( اخبات ) است و آن عبارت از سكون و آرامش و آغاز مقام طمأنينه است و سه درجه دارد . 1 - اينست كه بوسيلهء استيلاء و غلبه نور حق بر نفس ، ظلمت شهوات نفسانى از بين برود و اين مرتبه عصمت است كه نار شهوت را خاموش كرده و مضمحل سازد . 2 - آن است كه هر لحظه ارادهء سالك به پيشگاه حق نيرومندتر شود و به‌وسيله اسباب كاهش پيدا نكند و فتنه‌ها و موانع مقاومت در برابر او نداشته باشد . 3 - از نظر توجه به حق و فناء در ذات نزد او ستايش و نكوهش مردم برابر باشد و پيوسته نفس خود را نكوهش كند و از نقصان ديگران غفلت ورزد هنگامى كه سالك اين پايه‌ها را طى كرد درهاى غيب به روى وى باز مىشود آنگاه پرتو انوار تجليات الهى بر قلب عارف تابيده و در نفس ناطقه انسانى پرتوافكن شود و ديده دل سالك به پيشگاه حق نگران شود و بر امتثال فرمان خدا خو گيرد . تا ترا از غيب چشمى بازشد * با تو ذرات جهان همراز شد