بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 207

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

دوم جنبه توجه نفس ناطقه است به خودش با معتدل ساختن صفات ، و تسكين و تعديل حدت و ثبات آن ، و اين باب دخول از ظاهر به باطن است كه اسم آن را بدين جهت ( ابواب ) نامند . سوم جهت توجه روح بر باطن آن است يعنى روح و سر ربانى و استمداد او از باطن خودش در ازاله حجب كه آن را باب ( معاملات ) نامند . و اساس منازل هريك از بدايات و ابواب و معاملات سه درجه دارد ، و ما بقى متمم آن شمرده مىشود : اول بدايات و آن ده پايه دارد : يقظه ، توبه ، محاسبه ، انابه ، تفكر ، تذكر ، فرار ، رياضت ، سماع ، ( يقظه ) عبارت از بيدارى از خواب غفلت و برخاستن از پرتگاه سستى بشاهراه عمل و سعى است كه فرموده‌اند : هين مگو فردا كه فرداها گذشت * تا به كلى نگذرد ايام كشت و خوددارى از تباه كردن عمر و غنيمت شمردن وقت ، و تلافى و جبران گذشته‌ها ، و دريافت نفحات حق ، كه فرموده‌اند . « انّ لربّكم فى ايّام دهركم نفحات الا فتعرّضوا لها » گفت پيغمبر كه نفحت‌هاى حق * اندر اين ايام مىدارد سبق گوشِ هُش داريد اين اوقات را * درربائيد اين‌چنين نفحات را دفع كن از مغز و از بينى زُكام * تا كه ريحُ اللّه آيد در مشام و آن اول مراتب نزديكى و تقرب به خداست و تنبه نيز ناميده مىشود و بعضى از عرفاء متقدمين از آن جمله خواجه عبد اللّه انصارى يقظه را باب الابواب ناميده‌اند ولى باتفاق عرفاء متاخرين اول مراتب تقرب حق و باب الابواب آن ( توبه ) است . پس مهم‌ترين اقسام بدايات ( توبه ) است و آن عبارتست از بازگشت سالك از مخالفت اوامر الهى بر موافقت آنها ، در سير الى اللّه براى مبتديان و از ظاهر به باطن در سير فى اللّه و ( يقظه و انابت و محاسبه ) در آن داخل و از اقسام آن هستند ، و انابه بالاترين درجهء توبه است و آن رجوع و بازگشت عارف بسوى خداست . و توبه سه درجه دارد : 1 - توبه عام و آن اين است كه از مخالفت اوامر حق برگردد بر موافقت