بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
اسرار النقطه 192
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
بازدارد . به اين طريق : كه افعال خود را در افعال حق فانى و مضمحلّ سازد و با دخول در جنّت نفسانى كه جنّت افعال و واقع در غيب عالم مثال مطلق است محظوظ گردد . نقطه دوّم اشاره است بر اينكه سالك و راهرو آئينه دل را از زنگار آلايشها زدوده ، و از پليديهاى خويهاى بد ، و چركينى اوصاف نكوهيده ، صاف نموده و صيقلى نمايد و صفات خود را در صفات حق نيست و فانى سازد ، و توسن سرّ خود را در فضاى پهناور جنّت افعال و صفات ، بهوسيله پاك كردن نفس و تصفيه قلب در غيب و سرّ درجات ملكوتى خود ، به گردش و جولان اندازد . نقطه سوم اشاره بر اين است كه محقّق از جامهء هستى ذات خود ، و مصادر صفات و مكايد افعال خود ، منسلخ و برهنه شود بهطورىكه افعال او در افعال حق و صفاتش در صفات حق و ذاتش در ذات حق فانى گردد و رائحهء روح قرب حق بمشام او برسد ، و با نزديكى بر جنّات افعال و صفات و ذات در غيوب حضرات جبروتيّه شادمان و خوشحال شود ، پس بهشت افعال ، داراى يك درجه است و جنّت صفات دو برابر آنست ، يعنى داراى دو درجه است و جنت ذات دو برابر جنّت صفات است ، يعنى چهار درجه دارد ، كه جمعا درجات هفتگانهء بهشت موعود مىباشد ، و پشت آنهاست فردوس اعلا كه جنّت مضاف ناميده مىشود پس صاحبان جنّت افعال « 1 » در غيب و باطن عالم مثال ، محشور گردند ، و آنان اهل قيامت صغرى هستند ، و صاحبان جنّت صفات « 2 » در غيوب ملكوت محشور گردند ، و آنان اهل قيامت وسطى باشند ، و براى
--> ( 1 ) جنت افعال ( يا اعمال ) جنّت صورى است از مطاعم و غذاهاى خوشگوار كه در پاداش اعمال صالحه داده مىشود جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ * و آن جنّت سالكان و زاهدانست و جنّت نفس نيز ناميده مىشود و آن تحت فلك قمر است ( 2 ) جنّت صفات جنّت معنوى است كه از تجلّيات صفات و اسماى الهيّه حاصل شود و آن جنّت صاحبدلان و اهل قلوب است كه حقتعالى مىفرمايد : « فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي » و جايگاه كسانى است كه داراى نفس مطمئنّه شدهاند ، و آن در ملكوت اعلى واقع است كه خواجه گويد : من كه امروزم بهشت نقد حاصل مىشود * وعدهء فرداى زاهد را چرا باور كنم