بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
اسرار النقطه 175
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
آن نيست مگر بهواسطه وجودات خارجى ، و ظهور آن تحقق پيدا نمىكند مگر بهواسطه تعين و تشخص ، نقطه نيز مبدأ امتداد و پيدايش وجود الف ، در درجات مخارج حروف است . و اوّل تعيّن آن ، اشاره است بر ابتداى تجلّيات ايجادى كه بواسطهء امتداد نفس رحمانى حاصل گشته ، و با حقايق كونيّه بمعرض پيدايش و و ظهور مىآيد . و امّا دليل اينكه الف ، صورت جمعيّهء نقطه ، و صورت متعيّنهء آنست و نقطه بذاتها در عين لا تعيّنى ، غير از متعيّن ، و عين متعيّن ، است و براى او اسمى ظاهر نيست اين است كه نقطه عين كلّ و مرادف با كلّ است ، و كلّ از جهت كلّيّت ، تعيّنى ندارد و به همين جهت هم قيام حقيقت الف بهواسطه نقطه است ، پس نقطه چنانچه در حقيقت الفيه داخل بوده و در نهاد حقيقت الفى مضمر و در عين حال قيّوم آنست ، همانطور با اندراج آن در مدارج و درجات مختلف مخارج حروف ، و مستتر بودن آن در صورت حروف رقميه قيّوم حروف است و اشاره است بر اينكه ( نفس رحمانى ) يا فيض مقدّس شامل حقائق افراد موجودات و جامع خصائص افراد ممكناتست و با همه و عين همه است و با خصوصيات آنها محتجب بوده و در تحت ماهيات آنها مستور است . و چنان كه نقطه عين حقيقت الفى است ، الف نيز عين تعيّنات حروف است كه ظهور آنها از امتدادات و تجليات نفس انسانى است و حروف بدون حقيقت الفيه ظهور پيدا نمىكنند ، و در عين حال حقيقت الفيه هرجا كه حروف باشد موجود است همچنين حقيقت مطلق غيب الغيوب نيز عين تعيين اول و تجلى اول « 1 » است كه آن منشأ و مصدر نفس رحمانى ( فيض مقدس ) است و نفس رحمانى ، عين حقايق ارقام كونيه اعم از علويات و سفليات مىباشد ولى ارقام كونيه آن حقيقت مطلق را ادراك نمىكنند با اينكه معيت قيومى با آنها دارد ، بلكه نزديكتر است بر حقايق ارقام كونيه از خودشان ، ولى آنها نمىبينند .
--> ( 1 ) تجلى اول تجلى ذات حق است بر ذات خودش و آن حضرت احديت است كه داراى نعت و اسم و رسم نيست و اين وحدت منشأ احديت و واحديت و عين ذات حق است و حقايق در ذات احديت مانند هسته درخت است در درخت .