بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

اسرار النقطه 173

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

معانى روگردان شده‌اند ، و سرائر و نهاد آنان در سرير شهود و مشاهده متمكّن گرديده ، و توسن تيزتك قلوب و ضمير پاك آنان در ميدان هستى به گردش پرداخته است و هنگامى كه ساغر مجاهدات ، از دست ساقى ازل ، بر روان آنان عرضه شده ، دلهاى آنان در بزمگاه وصول حق ، با دريافت پاداش مواهب و الطاف الهى مبتهج و شادمان بوده ، شكوفه‌هاى اسرار توحيد از گفتار آنان شگفته ، و دقايق و لطائف توحيد را با روش عرفانى بيان و ظاهر و هويدا ساخته‌اند . و چون شناختن اسرار حروف مرتبط با اصول اين علم شريف بوده و حقايق اسرار نقطه ، يكى از مداراتى است كه دقائق علم توحيد دور آن سير مىكند ، خواستم به برخى از اسرار علم نقطه ، و خواص تجليات آن در صور اعيان حروفى ، و تصرّفاتى را كه در تعيّنات حروف مىنمايد ( كه اشاره بر شئون تجليات الهى است ) به همان طريق كه بر نهاد من رسيده ، بازگوئى و آشكار سازم . و در نوشتن اين اوراق با لسان ذوق و اشاره آغاز كردم ، نه با روش دانشمندان علوم رسمى كه در نوشته‌هاى خود مسائل را با اثبات دلايل بيان مىنمايند ، زيرا اسرار الهيّه بالاتر است از اينكه دست بصيرتهاى كوتاه و ناقص به‌وسيله دليل به دامن عظمت آن برسد و انوار سرادق پيشگاه عظمت حق روشن‌تر است از اينكه خردمندان با پرهاى باريك و ناتوان خرد و هوش خود ، در اوج آن پرواز نمايند . چه بسا شهبازان همتهاى عاليه « 1 » ، كه در فضاى پهناور دل ، بعزم شكار و بدست آوردن اين راز ارجمند و شريف پرواز كرده‌اند ، ولى عظمت حق‌بين آنان و اين سرّ نامتناهى ، حجاب و رادع شده است ! ! عنقا شكار كس نشود دام بازچين * كاينجا هميشه باد بدست است دام را راز درون پرده ز رندان مست پرس * كاين حال نيست زاهد عالىمقام را و چه بسا توسن تيزتك انديشه‌هاى صائب و خردهاى خرده‌بين ، كه در ميدان نظر و استدلال بجولان و گردش پرداخته‌اند ، تا مگر از حقيقت اين خبر بوئى به مشامشان برسد ، ولى زيانكار و نوميد برگشته‌اند : زيرا متوسل شدن بدليل در اين بحر نامتناهى ، براى دريافت علم

--> ( 1 ) مراد از صاحبان همتهاى عاليه كسانى هستند كه تنها توجهشان بسوى حق است و به ديگرى التفاتى ندارند و بالاترين همتها است زيرا كه بر احوال و مقامات خرسند نيستند .