بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 154
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
الباب الحادى و العشرين فى التّكلّم و الغربة و التّفكّر « من تكلّم باللّه فى الدّقائق و لم يتبعها بالحقايق » كسى كه از خداوند حرف زند در دقايق يعنى با سخن معارف و علم به خداوند و اوصاف او كه سخن گويد با نكات و مطالب دقيقه علميه و تابع آن نكات نكند حقايق را يعنى از حقيقتهاى عبارات كه حالات و مقامات نفس و قلب و روح است بىاطلاع بوده عالم بسلوك نبوده باشد و لم يترك العلائق و العوائق فهو قرين الشّيطان و موانع و علايق دنيا را ترك نكند پس او رفيق شيطان است در اضلال و راهزنى كه مولوى مىفرمايد : حرف درويشان بدزدد مرد دون * تا بخواند بر سليمى ز آن فسون « يلقّنه الحكمة » كه مىآموزد بر او شيطان حكمت را « قوله قس من تكلّم من وراء الحجب اختبر من باطن العلم هركس كه حرف زند از پشت حجابها ، كه ظاهر علم است در اهل حجاب امتحان كرده مىشود از باطن علم ، يعنى ممكن است كه قول او مطابق باطن علم باشد ، كه اگر خود يا مستمع ، بسبب عمل ، به باطن علم راه يابد ، ببيند كه مطابق است ، يا مطابق نباشد ، پس خود او يا مستمع ، اگر سلوك كند و از باطن علم چيزى ادراك كند ، صدق يا كذب ظاهرى حرفهاى آن متكلّم ، معلوم گردد يا معنى اينطور است كه اگر اهل حجاب مطالب حقيقت بزرگان را بفهمند و خودشان از روى عمل به حقيقت نرسيده باشند ، از باطن آن علوم كه انوار است امتحانى براى آن متكلّم روى مىدهد ، كه مردم مىدانند سارق الفاظ است و عامل نيست و كذا اگر باطن علم كه عمل است در او مشهود نشد و من تكلّم من الدّار اخبر عن غرايب الأسرار كسى كه از جوف خانه حرف زند كه اهل حجاب نباشد از غرايب اسرار خبر مىدهد جميع ما ظهر من العلوم للخليقة من اجملها ثمّ لم ينطق به لسان و لا وقف عليه الّا ما شاء اللّه من اهل الولاية يعنى تمام آنچه