بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 147

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

اوصافى و برگزيده است از غير حق ، و اسم او هم از آنست « طريق اللّه عفا و درس لا يوصف له راه حق كهنه و مندرس گشته و توصيفى نمىشود براى آن يعنى وصف امكان ندارد به جهت عدم احاطه يا اينكه مردم موصوف نيستند با اوصاف آن راه و گفته نمىشود فلانى روندهء راه است « بقى اسمه للحجّة و ذهب آثار الحجّة » اسم طريق و طريقت مانده تا حجت باشد بر خلق ، كه بفرمايد اسم را بىمسمّا گذاشتيد ، و رفته است آثار و روشنائى و وسعت راه و اين‌ها همه كنايه‌اند از كمى روندگان زيرا كه طريقت راه جهاد نفس و ناكامى است و راه مرگ ارادى است « و انّما درس لقلّة النّاس » و جز اين نيست كه كهنه گشته تصوّف ، به جهت كمى انسان و ناس و اكثر ما بقى نسناس‌اند « و غفلة الغفلة » و براى غفلت در غفلت ، يعنى غفلت از حق ، با غفلت از خودشان ، يا به جهت غفلت غافلان كه لفظ دوّم با فتحهء فاء جمع غافل باشد ( غفلة ) « و قلّة سلوك النّاس فيه و كمى سلوك مردم سالك در آنكه آنها هم با چابكى راه طى نمىكنند « بل الطّريق عن الحقّ واضح » بلكه طريق از طرف حق روشن است « و انّما اخفاه تخليط النّاس » و پنهان نكرده طريق حق را مگر آميختن مردم حكمهاى قياسى ، و فعلهاى نفسانى ، و هواى نفس را با آن ، و تخليط گاهى غلط انداختن ، و اشتباه كارى را مىگويند ، بلى بعضى علماى رسوم ابليس سيرت در نزد عوام كالأنعام عقايدى جعل نموده و احاديثى تاويل كرده‌اند به افتراء عارفين ، كه راه انبياء و اوليا را ضلالت و بدعت ، به مردم وانموده‌اند « و تغيير الزّمان » و به جهت تغيير زمان چون زمان صالحان امّت روز شده لذا ناصالحان امّت تغيير داده‌اند « الطّريق الى كلّ شيء به مقدار الشّيء » راه بسوى هر چيز با مقدار آن است در قرب و بعد ، يا در شرف و لزوم ، كه هر قدر شرف و لزوم دارد راه آن هم شرف دارد ، يا راه كعبه مقصود پرخار باشد ، و داراى عقبات و صعبات و در اين طريق منظور و مقصد ، حق و آشنائى با اوست البتّه الزميت و بعد و زحمت آن معلوم است بر روندهء چالاك . قوله ق : « لا يخلو طريق اللّه من حاجب و مكر » خالى نمىشود راه خداوند از مانعى راهزن و دربان ، و مكر الهى يا مكر نفس و شياطين راهزن