بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 139
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
وصال به حق را با علم و شعور به خود و ديگران هلاك مىشود با هلاكت عدم وصول بر اصل و وطن خود و من شهد الفصل بالعلم نجى كسى كه مشاهده جدائى از حق يا از هستى خود با علم كند پس اگر فصل از هستى خود باشد ناجى است كه با علم سلوك پيدايش كرده و اگر جدائى از حق مراد باشد معنى چنان است كه مشاهدهء آن كند يعنى ضرر و خسارت آن را ملتفت گردد نجات يابد بسبب عمل و اين هر دو در صورت سلوك است با علم و عمل تا جذبه او را نرسيده « قوله قس و من شهد الفصل بالحقّ قيظ و خاف » كسى كه جدائى از حق يا از هستى خود را با حق و يا بسبب حق مشاهده كند يعنى با جذبه و آگاهى از حق نه با علم سلوك ، آگاه كرده مىشود و از بعد و حرمان مىترسد پس از هشيارى . « و من شهد الوصل بالحقّ وجد و رجا » و كسى كه وصل را با حق مشاهده كند ، مىيابد و اميدوار مىگردد بر بقاء با حق ، و اين هر دو مشاهده كه گفته شد ، براى اكابر دين و بزرگان اصفياست چنانچه رمز لفظ شهد اشاره است كه در سابق با لفظ نظر بود ، زيرا كه آنجا پاى علم در ميان بود نه جذبه ، و در مشاهدهكنندهء فصل ، كه خوف اعتبار كرد ، باعتبار شخصى است ، كه با وجود فنا ، بقيهء از آثار وجود دارد ، كه حجاب است هروقتى كه به آن حجاب نظر مىكند ، از جدائى و حرمان مىترسد . الباب الثّامن عشر فى التّجرد و العزلة و التّوحيد « قوله قس : من تجرّد للحقيقة ابقت عليه الرّؤية » يعنى هركس با اختيار و سلوك علمى مجرد شود از علايق ، براى حقيقت باقى گذارد در او خود حقيقت رؤيت را يعنى ديدن مشاهدات يا ديدن تجرد كه اثر وجود است در او باقى است كه سالك است و هنوز سلب اختيار نشده و بجذبه نرسيده . و من جرّد للحقيقة فنى ايضا من الرّؤية كسى كه مجرد كردهاند