بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 134
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
بر حال كتاب تكوينى ، كه عالم و انسان باشد ، كه جمعش انسان كامل است و تفرقه عوالم ، و اخبار حكم الهى است ، كه به شرايط تفرقه شامل است ، پس هر حكمى كه قرآن جمعش نموده ، و مجمل بيان كرده احاديث توضيح و شرح كرده تفاصيل آنها را ، شايد مراد از كتاب ، دل انسان باشد ، كه محلّ توحيد و جمع است ، و سنّت طريقت و احكام آن ، كه مربوط بقالب و اعضا و جوارح است الباب السّابع عشر فى الموت و الفناء و الوصل و الفصل « الموت قبل الحياة غفلة » يعنى مرگ قلب در سجن بيضهء نفس ، كه پيش از زندگى اوست غفلت است براى افساد تخم محبت يا خود غفلت مرگى است پيش از حيات دل « و بعد الحياة حسرة يعنى مرگ پس از حيات كه مراد حيات با علم باشد از جهل و غفلت ، حسرت است زيرا كه مرگ طبيعى پس از آگاهى و بيدارى بدون عمل و رسيدن بلقاء اللّه موعود ، و توحيد حقيقى و معرفت و ولايت ، حسرتى است ما فوق ندارد ، پس بنابراين مرگ طبيعى مراد است و ممكن است مراد از حيات هم حيات ظاهرى روح حيوانى باشد ، كه اين مرگ براى عاصيان و غافلان ، حسرت است و ندامت چنانچه اوضاع آخرت را كه مىبينند آرزوى رجوع مىكنند كه يا ليتنا نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ « 1 » « قوله الموت بعد الحياة حسرة يعنى مرگ پس از حيات با علم حسرت است قبل از وصول به مقصد چنان كه گذشت « و الحياة بعد الموت حيرة زندگى دل پس از مرگ نفس حيرت است در نظارهء آثار روح و دل و تجليات ، يعنى حيرت و شگفتآور است ، چنانچه ممكن است اشاره بمقام بقام بعد الفنا باشد درصورتىكه هنوز فانى مطلق نگشته كه مقام حيرت عشق است « قوله قس من اماته الغفلة لا يحيى ابدا » هركه را كه غفلت ميرانده باشد با مرگ دل كه از عالم جمود ترقّى ننموده باشد ، او ابدا زنده نمىشود ، يعنى با حيات طيّبهء ايمانى ، امّا در قبر و برزخ ، حيات مذبوحى را داراست ، و امّا
--> ( 1 ) آيهء 51 از سورهء 7 كه خداوند حكايت از قول كافران مىكند كه گويند فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ يعنى آيا كسى هست كه واسطهء شفاعت ما باشد نزد خدا ما به دنيا برگردانده شويم و كار و عمل كنيم غير از آنچه اوّل مىكرديم از انكار انبيا « عماد »