ناصر خسرو

37

وجه دين ( فارسى )

شود ، و گواهى دهد بر درستى اين قول آنچه هميگويد رسول خويش را قوله تعالى : قُلْ يَجْمَعُ « 1 » بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ « 2 » هميگويد بگو ميان ما جمع كند پروردگار ما پس آنگه بگشايد ميان ما و او گشايندهء دانا است ، بدين معنى آن هميخواهد كه چون خلق دين رسول بپذيرند جمله شدن ايشان باشد با او آنگه خداوند تأويل بند شريعت بتأويل شريعت بگشايد تا مؤمن را معلوم شود كه بدين شريعت كه بنهاد و مثلها كه بزد مراد چه بود و بدان به بصيرت كار كند . بيان كرديم بر اندازهء روزگار خويش بهشت را و كليد در بهشت را و السّلام گفتار ششم اندر آن چيزى عالم كثيف گوئيم بتوفيق خداى تعالى كه علّت عالم كثيف آن نقصانست كه نفس كلّ بدان از عقل كلّ كمتر است و اين عالم مر نفس كلّ را بدان سرمايه است تا بدان مر نقصان خويش را راست كند ، و دليل بر درستى اين سخن يافته شود اندر نفسهاى جز وى كه اندرين عالم است كه هر يكى از مردم كوشنده‌اند مر بيرون بردن نقصان را از كار خويش اندر اين عالم از بهر آنكه هنوز « 3 » غرض « 4 » نفس كلّ ازين عالم پديد نيامده است هيچ نفس جز وى اندرين عالم بىنياز همىنشود [ و ] همچنين لازم آيد از بهر آنكه روا نباشد كه كلّى بجز وى

--> ( 1 ) نخ : لا يجمع ( ! ؟ ) . ( 2 ) سوره 34 آيه 25 . ( 3 ) استعمال « هنوز » در موقع « تا » چنانچه تحريفى در نخ واقع نباشد غرابت دارد . ( 4 ) نخ : عرض .