ناصر خسرو
27
وجه دين ( فارسى )
است و فرمانبردارتر است و هركه داناتر شود خداى را مطيعتر شود و هركه داناى تمام شود بنعمت جاويدى رسد كه عاقبت كار دانا رحمت خداست ، و مردم بازپسين همهء زايشهاى عالم است و بازگشت مردم به امر است كه او علّت هر دو جهانست ، و چيزها را بازگشت باصل خويش باشد ، جهد كنيد اى برادران اندر طلب كردن علم تا بدان بخداى عزّ و جلّ نزديكتر شويد كه رحمت خداى تعالى علم است . گفتار چهارم اندر علم روحانى لطيف چون بازنموديم كه نخست چيزى كه پديد آمد امر بازيست و دليل فرموديم بر درستى اين قول اندر آنست كه چيزها زير علم است پس لازم آيد كه نخست علم بوده شده است . اكنون گوئيم « 1 » از امر بارى سبحانه و تعالى نخست عالم روحانى بوده شده است ، آنگه از آن عالم اين عالم پديد آمده است و گوئيم « 1 » آن عالم داناست و تمامست و باقى است و لطيف است اعنى كه همه جان و دانش است و دليل آريم بدان كه نخست آن عالم بوده شده است آنگاه اين عالم پديد آمده است بدانچه گوئيم « 1 » اين عالم جسمانى گردنده است از حال به حال و بدين گشتن ازو چيزها پديد همىآيد از معادن و نبات و حيوان كه اندرو نشانيها [ ى ] قصد [ و ] مراد پيداست بدانچه نبات همىرويد كه پايدارى حيوان بدوست و مردم همى پديد آيد كه هر دو را نگاه ميدارد و اگر مردم نباشد نبات و حيوان همه ناچيز شود « 2 » پس دانستيم كه قصد درين چيزها نه مر اين عالم راست اگر كسى
--> ( 1 ) نخ : گويم . ( 2 ) ظ ، يعنى از حيز انتفاع مىافتد .