ناصر خسرو

13

وجه دين ( فارسى )

دعوت حق بپاىكن و اشتر بكش يعنى عهد اساس گير كه دشمن تو دم بريده است يعنى كه او بىفرزند است و امامت اندرو نماند و اندر ذريت تو بماند . چون اثبات كرديم حجت خداى با خلق باز نمائيم : گفتار دويم اندر پيدا كردن خداوند حق از جملهء دعوى كنندگان كوئيم هر كس دعوى همىكند از خلق كه طريق حق آنست كه من بر آنم و مخالف من بر باطل است و اين حال دليل كند كه همه دعواها حق نيست اگر چه همه دعواها حق بودى همكنان هيچ يك بر باطل نبودندى از بهر آنكه هر كسى اندر باطل كردن دعوى مخالف خويش راستگوى بودى . چون درست كرديم كه همه دعواها حق نيست و گوئيم كه نيز همه دعواها ناحق نيست از بهر آنكه دعواها مر يكديگر را مخالف‌اند اگر همه ناحق بودى مر يكديگر را مخالف نبودندى و نيز اگر همه دروغ زن بودندى همه حق بودندى از بهر آنكه اگر دو مخالف مر يكديگر را باطل گويند اگر هر دو دروغ گفته باشند هر دو حق باشند و چون درست كرديم كه همه راستگوى نيستند و نيز همه دروغ زن هم نيستند گويم واجب آيد كز همكنان يكى بر حق است و ديگران همه بر باطل‌اند و همكنان مر آن يك را باطل گويند تا چون خداوندان دعوى به دو فرقت شدند حق از باطل پيدا آمد ، پس گويم از جملهء هفتاد و سه فرقه مسلمانان يك فرقه است كه مر همكنان را مخالف است و آن گروه آنانند كه ميگويند كه امام از فرزندان رسول بايد از