ناصر خسرو

8

وجه دين ( فارسى )

گفتار اول اندر اثبات حجّت خداى تعالى كه امامست عليه السّلام اندر هر زمانى بر خلق گويم كه چون مردم را از عنايت الهى نصيبى آمد كه ديگر حيوانات را نيامد و آن نصيب عقل عزيزى بود يعنى دانش‌پذير و لازم آيد از حكم عقل كه دهندهء اين نصيب شريف مر مردم را بسوى مردم يك مرد بفرستد كه مرين عقل پذيرائى ايشان را پرورش كند بعلم همچنانكه چون جانوران را هم روح خورنده داده بود مر طبايع و نجوم و افلاك را موكل كرده بر بيرون آوردن نبات را كه اندر آن پرورش اجسام ايشانست و از حكمت صانع حكيم روا نباشد كه حاجتمندى پديد آرد كه حاجت روا كن او پديد نياورد كه اين نه جود باشد بلكه بخل باشد و بخل از صانع حكيم جواد او « 1 » دور است پس لازم كرديم كه مرين نصيب شريف را كه عقل است اندر مردم پروردگارى بايد كه باشد . آنگه گويم همچنانكه اين عقل عزيز مر مردم را از جملهء حيوانات كه بتأليف ضدّ است يعنى ناگزير است بلكه آن او را عطاى ايزديست از جملهء حيوانات ، واجب آيد از پروردگار كه اين عقلهاى عزيز را آن علم كه ايشان را بدان حاجتست « 2 » بر يك شخص عطائى باشد نه اكتسابى ، چه اگر اكتسابى

--> ( 1 ) نخ اينطور است و به نظر مىآيد كه « او » زايد و سهو كاتب است ( 2 ) نخ : حاجت‌ست .