عبد الجليل قزوينى رازى
668
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
ترك ماه روى را بسى زنگى خوانند و سياه را بسى كافور 406 تره و اشنان با خريد و فروخت افتاد 336 تشنه در خواب همه آبهاى صافى و سرد آشامد 205 توبرهء حيلت بر فتراك تمنا بسته 203 تير از جعبهء خود انداختن 102 ، 103 چون پردهء شرم دريده شد اميد انصاف بريده شد 435 چون خربط روزى تر روزى خشك 455 چون خر لنگ كه بار آبگينه دارد 493 چون زغن سالى ماده ، سالى نر 455 چون شترمرغ و خربط 455 چون قلم بدست حسودان باشد نقش صورت فرشته چون صورت شيطان باشد 325 چون كشيش روم آب نيازارند 582 حساب بدست خواجه است 11 حساب تنها نكند تا كج نيايد 233 حساب خانه با حساب بازار راست نيايد 383 خشت از قالب بيفتاده بازجاى خويش نيفتاد 450 خشك و تر را بسوزاند 121 خواب يك نيمه راست نباشد و يك نيمه دروغ 109 ، 122 ، 444 خواجه و سرايش چگونه است 452 خوشش آمده با خود در خواب كشتى گرفتن 490 دايهء مهربانتر از مادر 297 دايه مشفقتر باشد كه مادر 79 دست از سر كل ما بدارد 380 دست در يك كاسه كردن 324 دست و جوز از خنبره هردو برون نايد بهم 331 دين را به دو غبا بفروختن 368 رافضيى دهليز ملحدى است 109 ، 117 ، 118 ، 144 ، 301 ريش پالان كردن 75 زبان از دهان . . . بدر كردن 119 ، 138 زربقپان سختن 625 زر خليفتى اگرچه دزدان دارند از عيار و قيمتش بنكاهد 414 سبلتها بسوهان كردن 363 سر بگريبان برآوردن 117 ، 118 ، 138 ، 308 ، 393 ، 346 ، 409 سركه آنجا ترش باشد كه آب بدست نيايد 389 سر و روى سياه كردن 184 سنگ در آبگينهء مذهب بد خود بيندازد 467 شبهت را آنجا اثر باشد كه حجت نباشد 389 غضب سلطان چون آتش است چون درافتاد خشك و تر را بسوزاند 121 قرآن اگرچه زنادقه خوانند از حقى بنشود 414 كردم از باران حذر در ناودان آويختم 452 كيله بر خود پيمودن 454 گرسنه در خواب همه خورشهاى لذيذ خورد 205 گرماوه با گرماوه شويند 582 گل به روى آفتاب اندودن 599 مصلحت باوقات تعلق دارد 330 مور را پيش از آنكه مار شود بمالد 478 هر كس در خواب در آب ريد چو بيدار شود سر و جامه و ريش پليد باشد 432 هر كس كه در خواب دشمن را بيفكند تعبيرش آن باشد كه هرگز برنخيزد 387 هزار من سركه را يك قطره چاشنى كفايت باشد 22