عبد الجليل قزوينى رازى

638

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و خوانده ؛ و خداى اجابت كرده ، و زنانش به حمد اللّه مؤمنات و قانتات و امّهات المؤمنين بودند امّا خواجه مجبّر چون مىداند كه « أصلح لنا أزواجنا » از قرآنست « 1 » بايد كه اين آيت دگر برخواند كه : عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ ( تا آخر آيه « 2 » برخواند ) كه هم از قرآنست و روا باشد كه « أصلح لنا أزواجنا » در بعضى زنان مستجاب باشد و در بعضى نه كه نه معصومانند تا شبهت زايل باشد و فرزندانش خود بعضى ائمّهء طاهرين و بعضى سادات بزرگوارند كه ميخ ديدهء مجبّران و خارجيانند كه مجبّر و خارجى اگر مار سياه ببيند بر سينهء خود دوستر دارد كه گيسوى سياه علويان و فاطميان ، و ذرّيت هم هستند كه آلودهء زلّت و معصيت‌اند ، و دعا در بعضى مستجاب است دون بعضى . اما حديث آنچه گويد : « بدترين خاكى تربت رسول است كه بو بكر و عمر آنجا نهاده‌اند » اين خود نه مذهب شيعت است و بمذهب خواجه سنّى و مقدّمانش لايقتر است « 3 » بدان دليل كه علىّ مرتضى روز وفات بو بكر و روز وفات عمر زنده بود با صلابت و شجاعت او منع نكرد كه بو بكر و عمر را آنجا دفن كنند ، و عبّاس با رفعت قدرش و كافّهء بنى هاشم حاضر بوده‌اند البتّه خصومتى و منعى نكردند دليل كند كه راضى باشند بدان مجاورت امّا آن روز كه حسن مجتبى پسر علىّ مرتضى فرزند فاطمهء زهرا با رفعت قدر و شرف نسب و ظهور فضل و عصمت كه بهتر بود بأصل و نسب و علم و عصمت هم از بو بكر و هم از عمر گذشته « 4 » ؛ خواستند تا او را بسر تربت مصطفى آورند تا عهدى تازه گرداند در حال عايشه بر استرى سوار شد و مروان رانده تيغ بركشيد و همهء بنى اميّه با سلاح بخصومت حسن بن على مرده آمدند و كينهء بدر و احد و جمل و صفّين « 5 » تازه كردند تا رها نكنند كه جگرگوشهء مصطفى را آنجا دفن

--> ( 1 ) - اين كلام اشتباه است زيرا چنين سخنى در قرآن مجيد از قول پيغمبر اكرم ( ص ) ذكر نشده است و در سابق نيز بعنوان آيه ياد نشده بلكه بعنوان « دعا » از پيغمبر ( ص ) نقل شده است كه شامل غير قرآن نيز مىباشد . ( 2 ) - صدر آيهء 5 سورهء مباركهء تحريم . ( 3 ) - ح د : « و متقدمانش لازم‌تر است » . ( 4 ) - ح د : « وفات نمود » پس « گذشته » بمعنى « درگذشته » مىباشد يعنى مرده و گويا صحيح « گذشت » يا « درگذشت » مىباشد . ( 5 ) - ع ب ح د : « و صفين و جمل » .