عبد الجليل قزوينى رازى
628
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
اسلام آمد پيرهنش « 1 » هفده درم بود ، چون مقتول شد هفده من بود از بر سبام « 2 » بسيار ، وقتى گويد : زهدش بدين صفت بود وقتى با قارونش بمال مقابله كند نمىدانم كه كدام گيرم زهد يا تنعّم ؟ ! و آنچه از عبد الرّحمن عوف حكايت كرده است بغايت نامعقول و نامعلوم است اگرچه او را نعمت بسيار بوده است آخر نه تا بدين حدّ و از غايت جهل و بىعلمى گفته كه : ثمن يك زن از چهار ؛ هشتاد هزار دينار بود » و ندانسته كه ثمنى از تركه نصيب هرچهار باشد و گر بود مبارك باد و الدّيّوث من يحسده . پندارى آن خبر بخواجه ناصبى نرسيده است كه رسول عليه السّلام گفت « 3 » : فقراء امّتى يدخلون الجنّة قبل الأغنياء بخمسمائة عام ؛ و اى بسا كه عبد الرّحمن بدين حساب در عرصات بماند تا از عهدهء حساب بدر آيد . و امّا آنچه از عثمان روايت كرده است درست « 4 » است كه امير المؤمنين على عليه السّلام چنين روايت كرده است « 5 » در خطبهء شقشقيّه از قصّهء عثمان [ و ] چنين مىگويد : و قام معه بنو أبيه « 6 » يخضمون مال اللّه خضم الإبل نبتة الرّبيع ؛ مال خداى مصطفى بر يتيمان و فقرا و مساكين خرج كردى « 7 » چون نكنند ناچار بميراث بازماند و اين نه فضيلت است منقصت است كه خواجه ناصبى آورده است در حقّ خلفاء راشدين كه ما گمان برديم « 8 » كه ايشان بمتابعت مصطفى و دگر انبيا ترك دنيا و زخارف او كردند ندانستيم كه چون قارون مالهاى عظيم جمع كردند تا از ايشان بازماند ؛ اگر چنين بود مبارك باد . و در زبير همين و مانند اين . و امّا آنچه از طلحه روايت [ كرده ] است بغايت دروغ است امّا غرض مصنّف آنست كه چون در اوّل كتاب بگفته است كه زبير از على شجاعتر بود خواسته است كه برمز در آخر كتاب بگويد كه : طلحه از مصطفى سخيتر بود كه چون در عرب
--> ( 1 ) - ن : « پيراهنش » . ( 2 ) - م ب ن : « بر سام » ح د : « هفت من بود از بسيارى پينه » . و معنى « برسبام » و « برسام » را بدست نياوردم و شايد كلمه محرف شده است . ( 3 ) - اين حديث در ارشاد القلوب ديلمى ( ره ) و در غير آن نيز مرويست . ( 4 ) - ع : « در سنت » . ( 5 ) - م ب ن : « چنين فرمود » ح د : « چنين بيان كرده » . ( 6 ) - نسخ : « بنو امية » و از نهج البلاغه تصحيح شد . ( 7 ) - ح د : « مال خدا و مصطفى بر فقرا و ايتام و مساكين خرج ميبايست كردن » . ( 8 ) - ح د : « مىبرديم » .