عبد الجليل قزوينى رازى

615

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

وصال كه مر رسول « 1 » را رخصت است و أمّت را رخصت نيست . و ديگر أخماس است سه قسمت أوّلين كه مر رسول و إمام را حلال است و بر امّت و رعيّت حرام . و ديگر نماز در مواضعى مخصوصه چنان كه أبو المقدام روايت كرده از جويريه كه در خدمت امير المؤمنين ( ع ) به زمين بابل مىگذشتيم وقت نماز ديگر درآمد ما را فرمود كه : شما فريضه « 2 » كنيد كه اين زمين معذّب است كه أهل آن را خداى تعالى عذاب كرده و در مثل اين زمين رسول و إمام را نماز كردن دستورى نيست ، جويريه گويد : مرا در خاطر افتاد كه اين چه حديث بود من نماز نكنم تا خود حال چه بود ؟ ! همچنان مىرفتيم تا آفتاب تمام فروشد چون از آن بدر شديم أمير المؤمنين ( ع ) دست بدعا برداشت و چون دعا تمام شد آفتاب بجاى نماز ديگر آمد تا آن حضرت نماز بوقت بگزارد « 3 » پس مرا گفت : يا جويرية لعب الشّيطان بك ؛ ديو با تو بازى كرد ! و بدان انديشهء تو فاسد شد ، من در حال توبه كردم و گفتم : أشهد أنّك وصىّ محمّد حقّا . و سيّد إسماعيل بن محمّد حميرى « 4 » گويد : « و عليه قد ردّت ببابل مرّة * اخرى و ما ردّت لخلق معرب » « إلّا ليوشع أوله من بعده * و لردّها تأويل أمر معجب » و أمثال اين كه بذكر همه كتاب مطوّل شود . و امّا آنچه بر رعيّت و امّت حلال است و بر رسول و إمام حرام : أوّل - زكات و صدقه است لقوله ( ص ) : لا تحلّ الصّدقة لى و لا لأهل بيتى « 5 » . و طعام اهل كتاب كه نه مذبوح ايشان [ باشد ] چون لبنيّات و مطبوخات بر همهء أمّت و رعيّت حلال است فى قوله تعالى : وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ « 6 » و إجماع است كه مصطفى ( ص ) و أئمّه ( ع ) هرگز نخورده‌اند ، و از صناعات بسيار است كه أمّت را مباح

--> ( 1 ) - د : « كه رسول را » . ( 2 ) - ح : « كه نماز فريضه » . ( 3 ) - در اصل : « بگذارد » ( با ذال ) . ( 4 ) - اصل ( يعنى هردو نسخهء ح د ) : « و سيد جمال الدين مفتى » . ( 5 ) - از احاديث معتبره است كه همهء علما اعم از عامه و خاصه آن را پذيرفته و بر طبق مضمون آن عمل كرده‌اند و در غالب كتب اهل سنت چنين است : « قال : انا لا تحلّ لنا الصدقة » . ( 6 ) - از آيهء 5 سورهء مباركهء مائده .