عبد الجليل قزوينى رازى
595
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
بياورد جوابش همين است كه گفته شد . و هنوز كه ناجى سلمان و بو ذر باشد و مقداد و عمّار و مانند ايشان بهتر از آنكه * قماربازان در كنده « 1 » و رهّالان باطان « 2 » و خربندگان ساوه ، و مخنّثان اصفهان ، و خران لار ، و گنگان بروگرد ، و گبركان قزوين * « 3 » و مانند اينان تا اين فصل را به آن فصل « 4 » قياس مىكند و بداند كه نجات و هلاك تعلّق به شهر و پيشه و ديه ندارد ؛ بايمان و طغيان تعلّق دارد و السّلام . امّا جواب آنچه گفته است كه : « عجبست كه صحابهء پاك كه مجاوران حضرت نبوّت بودند حق بنديدهاند امّا بو جعفر طوسى و بو جعفر بابويه ( و اسماء علما برده ) كه بعد از پانصد سال بديدند » من انكار نمىكنم كه صحابه حق نديدند امّا اين ردّ بر خواجهء ناصبى است كه گويد : عبد اللّه و عبد المطّلب و بو طالب با نور مصطفى و مجاورت آن نور بنديدهاند « 5 » ، و آن معجزات قبول نكردند ، و ايشان همه با آن قربت و قرابت بدوزخ روند امّا ريسمانفروش و شانهتراش و حلّاج « 6 » كه « 7 » از بعد « 8 » پانصد سال آمدهاند ناجىاند و همه ببهشت شوند اگر آن عجب است اين عجبتر است ؛ تا خواجه دگر باره بداند كه [ نجات و هلاك ] به شهر و پيشه تعلّق ندارد و قياسى بكند تا خود علم الهدى و اين دو بو جعفر و دو مفيد و غيرايشان با علماء نواصب مقابل هستند يا نه ؟ و چون بهتراند مجاملتى بكند كه معصيت هرچند كمتر بهتر . و امّا آنچه گفته است كه : « نام صحابه در توراة و انجيل بوده است » دگر باره اين دعوى نوست خواجه را كه آرزو مىكند « 9 » ، همهء سال انكار مىكند كه نام اهل -
--> ( 1 ) - ع « در كنده » بضبط فتحهاى صريحا بر روى كاف و دال ، ب م ن نيز هكذا ليكن بدون ضبط مذكور ، اما ح د « در كنده » را اصلا ندارند . ( 2 ) - كذا صريحا در چهار نسخهء ع م ب ن ، و دو نسخهء ح د نيز اين دو كلمهء « رهالان باطان » را ندارند و گويا صحيح : « رمالان باطان » مىباشد يعنى رملاندازان محلهء باطان . ( 3 ) - ع ن : « و كيكا برو كره ، گبركان قزوين » ب م : « و كيكا گبركان قزوين » ح د نيز ( بجاى عبارت ميان دو ستاره ) : « قماربازان و خربندگان ساوه ، و جاهلان اصفهان ، و گنگان بروگرد و گرپايگان » . ( 4 ) - ح د : « با آن فصل » . ( 5 ) - ح د : « با مجاورت نور مصطفى آن نور نديدند » . ( 6 ) - ح د باضافهء « و جولاهه » در اينجا . ( 7 ) - م ب « كه » را ندارند . ( 8 ) - م ب ح د : « بعد از » ن : « بعد » . ( 9 ) - ع ن : « كه خواجه را آرزو مىكند » م ب : « كه اين دعوى نويست كه خواجه آرزو مىكند » ح د : « اين دعوى نو است كه خواجه آورده » .