عبد الجليل قزوينى رازى
589
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و سليمان شوند فرزندان امام موسى بن جعفر الكاظم ، و به زيارت اوجان كه عبد اللّه بن موسى مدفونست ، اهل قزوين سنّى و شيعى بتقرّب به زيارت ابو عبد اللّه الحسين ابن الرّضا شوند و كذلك برين قياس مىبايد كردن تا خود علم و عمل و عفّت و شرف حاصل هست يا نه ؟ ! و باستحقاق هست يا نه ؟ ! و مخصوص نيستند شيعه بدين رغبت ، نه سنّيان به زيارت ابراهيم خوّاص و فراوى « 1 » روند ؟ و حنفيان به زيارت محمّد حسن شيبانى « 1 » ؟ و زيارت صالحان سنّت است و مندوب اليه پس اگر بر هيچ طايفهاى عيب و عار نيست چرا بر شيعه عيب است ؟ امّا خواجه را خصومت ما درآورده است هم با على هم با آل على ؛ تا طاعت فضيحت خواند ، و « 3 » سنّت بدعت داند ، و « 3 » حجّت شبهت « 5 » زهاى « 6 » سنّى مشبّهى ، و شاد باش اى ناصبى خارجى . و « جواب گورخانه نگاشتن » بگفتهايم مشبع ؛ وجهى نبود اعادت كردن . و آنچه گفته است كه : « زيارت طوس را بر حجّ كعبه ترجيح نهند » دروغى محض است كه حجّ كعبهء مباركه با حصول شرايط واجبست ، و ركنى است از اركان خمس ، و تاركش مستحقّ ذمّ و عقوبت باشد ، و زيارت رضا و غيررضا از ائمّهء هدى چون نذر نباشد سنّت است و گر هزار بار كسى به زيارت رضا شود عليه السّلام يك حجّ « 7 » از گردن او بنيفتد چون واجب باشد ، و مذهب و اعتقاد شيعت اينست . و خواجه ناصبى مگر فراموش كرده است كه شيوخ متقدّم و پيران محتشم از اقصاى بلاد « 8 » شام و حجاز و مغرب پاىافزار « 9 » در كرده « 10 » هزار فرسنگ مىپيمايند تا به زيارت شيخ بايزيد بسطامى رسند يا به زيارت پير محمّد المقدسى ، يا به زيارت بو بكر طاهران و ابراهيم خوّاص ؛ آن بدعت « 11 » نيست و تشنيع را بنشايد امّا شيعه چون بطوس
--> ( 1 ) - خواصّ بسال 291 در جامع رى درگذشته ، و شيبانى نيز بسال 189 در رى مرده ، اما « فراوى » را خواه مراد « محمد بن القاسم » باشد و خواه « محمد بن الفضل » وفات و مدفن هيچيك را نميدانم كه در كجا بوده است اهل فضل خودشان تحقيق نمايند . ( 3 ) - ع واو عطف را ندارد ( در هردو مورد ) . ( 5 ) - ح د باضافهء : « شناسد » در همين جا . ( 6 ) - م ب ن ح د : « زهى » . ( 7 ) - ح د : « يك حجّ اسلام » . ( 8 ) - ع م ب : « از اقصى بلاد » . ( 9 ) - پاىافزار بمعنى پاپوش و كفش است ( برهان ) . ( 10 ) - ح د : « در پاى ميكنند » . ( 11 ) - ع م ب ن : « بدع » .