عبد الجليل قزوينى رازى
566
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
ما « 1 » گوئيم : خداى تعالى بر ما چيزها بواجب كند و كسى را نباشد كه بر خداى تعالى چيزها بواجب كند پس اگر بر خداى تعالى واجبست بقول شما كه امامها دارد « 2 » اكنون چون سيصد سال برآمد كه امام در جهان پديدار نيست و مردم مضطرّاند ها امام « 3 » پس خود اين تاوان بر خداى تعالى باشد كه آن را كه به امام كرده است تقويت و تمشيت او نمىكند يا عجز خداى است يا عجز امام ، و دين را قوّتى نيست و ظالمانرا قهرى « 4 » » . اما جواب اين كلمات و شبهات اگرچه در فصول و ابواب گذشته بيان كرده شد گزير نباشد كه درين موضع نيز اشارتى برود ان شاء اللّه تعالى . اما آنچه گفته است كه : « بر خداى تعالى واجبست كه امامها دارد « 5 » » . اين وجوب بر حدّ وجوبى نباشد كه در مكلّفان استعمال كنند و نه كسى بر خداى تعالى چيزى بواجب تواند كردن ، و گفتن كه : از خلقان كسى را باشد كه بر خداى تعالى چيزى بواجب كند ؛ كفر محض است ، و مذهب هيچ مسلمانى نيست ، تا آن شبهت كه اين مشبّهى آورده است زايل باشد ، امّا معنى اين وجوب آن باشد كه چون خداى حكيم بندگان خود را تكليفى كند و آن تكليف به تمام نباشد الّا بلطفى كه من قبل اللّه و من فعل اللّه باشد بر قديم تعالى باشد كه آن لطف بكند تا آن تكليف عبث نباشد و خلل در حكمت بارى تعالى نكند مثلا چون مكلّف را تكاليف شرعى كند بايد كه كتاب و رسول بفرستد ، و چون كار فرمايد آلت آن كار بدهد ، و چون مكلّف با وجود امام معصوم مطاع بطاعت نزديك باشد و از معصيت دور باشد بايد كه امام نصب كند تا اخلال بواجب نكرده باشد كه قبيح است چنان كه تكليف ما لا يطاق ، و فايدت از لفظ « واجب » درين موضع اين باشد نه آنكه كسى را باشد كه چيزى بر خداى تعالى بواجب كند « 6 » .
--> - در سابق گذشت كه در زمان مصنف ( ره ) افزودن « ها » بر سر برخى از افعال متداول بوده است رجوع شود بتعليقهء 123 . ( 1 ) - ع : « هما » م ب ن هم ندارند و ميتواند بود كه « هما » مصحف و محرف « ها » باشد كه بر اول افعال مىافزودهاند و ظاهرا اين درست است . ( 2 ) - م ب ن : « امامها دارد » ح د : « امام فرادارد » . ( 3 ) - م : « مضطراند به امام » ب ن : « مضطراندها امام » . ح د : « و مردم مضطر و محتاجند به امام » پس ممكن است كه « ها » بمعنى « به » به كار رفته باشد . ( 4 ) - ح د : « و ظالمان قوىاند » . يعنى قهرى هست . ( 5 ) - م : « امامها دارد » ح د : « امام فرادارد » . ( 6 ) - اين تحقيق معنى « وجوب على اللّه » است كه در كتب متكلمان بعنوان « يجب على اللّه أن يفعل كذا » مذكور است .