عبد الجليل قزوينى رازى
554
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
اما جواب اين كلمات باتعصّب بدروغ بعينه مانندهء آنكه آورده است برود براستى و حجّت امّا بىتعصّب : اولا نكاح متعه خداى فرموده است و آيهء قرآن بدان ناطق است آنجا كه فرمود خداى تبارك و تعالى : فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ « 1 » يعنى مهورهنّ و اين نكاح متعه است و اجماع اماميّه برين است و اجماع شيعت حجّت است كه هميشه قول « 2 » مقطوع على عصمته « 3 » داخل بوده است در اقوال ايشان ، و در عهد رسول عليه السّلام نكاح متعه ظاهر بوده است ، و در ايّام خلافت بو بكر معمول عليه بوده است ، و عبد اللّه زبير با رفعت قدرش از نكاح متعهزاده است ، و در ايّام عمر خطّاب بود كه گويند : او در خانهء خواهرش رفت غسل مىكرد عمر گفت : شوهر ندارى و ايّام حيضت نيست از چه رو غسل مىآرى « 4 » گفت : متعه كردم ، عمر مصلحت ديد و گفت : مصلحت آنست كه بر نكاح دوام برويم و ازين نكاح متعه منعى بكنيم ، بيامد و بر منبر آمد و گفت : متعتان كانتا على عهد رسول اللّه محلّلتين أنا احرّمهما و اعاقب عليهما متعة النّساء ، و متعة الحجّ « 5 » . دو متعه كه در عهد رسول حلال بوده است من هردو به حرام كردم و بر آن عقاب كنم يكى متعهء زنانست و يكى متعهء حجّ و آن حجّ تمتّع « 6 » است كه بعضى فقها آن را « طواف القدوم » خوانند . و چون درست شد كه نكاح متعه در عهد رسول حلال بوده است مذهب شيعت آنست كه مصطفى را با جلال و قدر « 7 » و مرتبت نبوّت نيست كه حلال به حرام كند « 8 » بدلالت اين آيت : يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ « 9 » كه چون مصطفى را نباشد غير مصطفى را نباشد كه تغييرى در شرع مصطفى كند ، و گر كند مبدع « 10 » باشد ، و گر بمذهب بو حنيفه طواف القدوم رواست و مخالفت عمر درين مسأله مذهب او را نقصانى نمىكند بمذهب
--> ( 1 ) - از آيهء 24 سورهء مباركهء نساء . ( 2 ) - ن : « قول » را ندارد . ( 3 ) - م ب : « و اجتماع شيعه است كه عايشه در قول مقطوع عصمته » . ( 4 ) - ع : « از چه مىآرى » ن : « از چه غسل مىآرى » . م ب : « از چه رو غسل ميكنى ؟ » ح د : « غسل چرا ميكنى ؟ » . ( 5 ) - براى بحث مختصرى در پيرامون اين حديث رجوع شود بتعليقهء 203 . ( 6 ) - ع ب : « حجّ متمتع » ب : « حجّ متعه » . ( 7 ) - م ب ح د : « با جلال قدر » . ( 8 ) - ح د : « كه حلال را حرام كند » . ( 9 ) - نخستين آيه از سورهء مباركهء تحريم . ( 10 ) - كذا در همهء نسخ ، پس از « أبدعه » است بمعنى « ابتدعه » يعنى « مبدع » بمعنى « مبتدع » است كه بدعتگذار باشد .