عبد الجليل قزوينى رازى

551

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

باطنيان ؛ و آن را كه چندينى لقب باشد شايد كه مسلمانان را چندينى لقب ننهد . سپاس خداى را كه ما را ممكّن كرد تا از عهدهء اين جوابها بدر آمديم و هو القادر على ما يشاء . آنگه گفته است : « فضيحت بيست و يكم - بگفته‌ايم كه : رافضى نماز آدينه و نماز عيد بمصلّى گاه مسلمانان نكنند و گويند : موقوف است بآمدن قائم ، و غزو نكنند تا امام بيايد ، و چون بجامع شوند پيش از آنكه خطيب بر منبر شود « 1 » نماز پيشين و ديگر بهم بكنند ، و هرزه مىنشينند تا خطيب خطبه بكند « 2 » و چون نماز جماعت « 3 » كنند ايشان نيز بدروغ موافقتى بكنند و بازگردند . و خود نگويند كه : ما چون بدينجا نماز به جماعت نمىكنيم بچه كار آمده‌ايم ؟ و گويند : اگر خوكى برين منبر شود اولىتر ؛ زيرا كه خطبه بنام دوازده امام نيست » . اما جواب اين كلمات بانصاف فهم بايد كردن تا فايده حاصل شود و شبهت زايل باشد « 4 » اما آنچه گفته است كه : « نماز بجامع و مصلّاى مسلمانان نكنند » معلوم است كه در همهء شهرهاى اسلام جامع دو سه باشد مثلا شهر اعظم « 5 » در عالم يكى رى است و درو « 6 » جامعى بروده « 7 » هست از آن اشعرى مذهبان ، و مسجد طغرل « 8 » است از آن حنيفيان محض بىخيانت « 9 » ، و مساجد عتيق سه‌گانه كه ديالم شيعه كرده‌اند گويند : يكى از

--> ( 1 ) - م ب ن : « رود » . ( 2 ) - م ب ن : « خطبه بخواند » . ( 3 ) - ن : « و چون نماز جمعه » . ( 4 ) - م ب ن : « زايل شود » . ( 5 ) - ح د : « از شهر اعظم » و مراد آنست كه « از جملهء شهرهاى أعظم » . ( 6 ) - « و درو » فقط در ن . ( 7 ) - « روده » يكى از محلات بزرگ رى بوده است چنان كه مكرّر در متن و تعليقات به آن تصريح شده است . ( 8 ) - مراد « جامع طغرل » است كه در رى بوده است بقرينهء صدر عبارت « در همهء شهرهاى اسلام جامع دو سه باشد » و بقرينهء ذيل آن « از اين سه‌گانه جامع مسلمانان » پس صريحا معلوم شد كه در شهر رى جامعى بنام « جامع طغرل » بوده است چنان كه در صفحهء 372 نيز به اين عبارت « و قاضى عمدهء ساويى حنفى كه صاحب سخن و معروف است در جامع طغرل با حضور بيست هزار آدمى اين قصه بنوعى گفت » ببودن آن در رى تصريح شده است پس اينكه يكى از فضلاى معاصر « جامع طغرل » سابق الذكر را بقرينهء قاضى عمده كه از اهل ساوه بوده بجامع طغرل موجود در ساوه منطبق كرده است بى مورد است زيرا قاضى عمده سيار و كثير السفر بوده و در بلاد بزرگ ديگر نيز وعظ مىكرده است علاوه بر اينكه اين حمل بر خلاف صريح كلام مؤلف كتاب است و مراجعه بترجمهء قاضى عمدة الدين ساوه‌ئى كه در تعليقات كرده‌ايم اين مدعا را روشنتر مىكند . ( 9 ) - « محض بىخيانت » فقط در « ع » است و گويا مراد از « حنيفيان محض بىخيانت » حنفيانى ميباشند كه خود را در تسميه « حنفى سنى » -