عبد الجليل قزوينى رازى

531

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و غافر اوست تبارك و تعالى . آنگه بايد گفتن كه : عاصيان امّت اميد دارند بشفاعت محمّد ، تا پسنديده بودى ، امّا خدايش سلب توفيق كرده است تا همهء كلمات خطا اجرا كرده است . اما آنچه گفته است كه : « رافضيان را همه اميد بقائم باشد » ريشش به نماز نيست كه دروغ گويد اوّلا شيعه جزا بر عمل گويند ، و ثواب بر ايمان و طاعت ؛ تا آن قاعده باطل باشد كه خواجه آورده است و بيرون از آنكه از مذهب شيعت معلوم است كه مصطفى را صلّى اللّه عليه و آله « خير الخلائق أجمعين » دانند ، و « سيّد الملائكة و النّبيّين » گويند ؛ على را نيز بهتر از قائم دانند ، و چون قائم ده امام دگر را دعوى كنند تا آن دروغ در نحر مجبّرش بماند پس او را چگونه بهترين خلق گويند ؟ ! و كسى كه بقيامت مقرّ و معترف باشد چگونه روا دارد چندينى حوالات بىاصل و نقل نادرست كردن ، بار خدايا توفيق ده تا از عهدهء گفته بدر آئيم و قول و قلم الّا بصواب نگردانيم انّك أنت الرّفيع العزيز . آنگه گفته است : « فضيحت هژدهم « 1 » - رافضى امام را معجز گويد و گويد : روا باشد كه امام بهتر از پيغمبر باشد كه جبرئيل واسطهء خدا است به دو ، و او بهتر است از جبرئيل ، و چون محمّد واسطهء خداست به امام ؛ بايد كه امام بهتر باشد از رسول ، و اين معنى مقالهء بو جعفر بابويه قمى و همهء بابوييانست » . امّا جواب اين كلمات حشو بىاصل كه « 2 » دگر باره از سر نصب و خروج ايراد كرده است آنست كه شبهت نيست در آنكه شيعت ائمّه را عند « 3 » دعوى امامت و انكار قوم معجزات گويند و هريك را أظهر من الشّمس بوده است « 4 » ، و اهل زمانهء ايشان ديده‌اند و مخالف و مؤالف « 5 » روايت كرده كه دالّ بوده است بر صدق دعوى هريك ، و شيعت روا دارند كه صادقى را عند دعوى معجزى باشد من قبل اللّه تعالى و گرچه

--> ( 1 ) - م ب : « هيجدهم » . ( 2 ) - « كه » فقط در ح د . ( 3 ) - مصنف ( ره ) كلمهء « عند » را در اين قبيل موارد بسيار به كار برده است چنان كه ابو الفتوح ( ره ) نيز در تفسير خود اين تعبير را بسيار به كار برده است . ( 4 ) - ح د : « و معجزات هريك أظهر من الشمس است » . ( 5 ) - ح د : « و مخالف و موافق » .