عبد الجليل قزوينى رازى
493
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
از فعل اوست تبارك و تعالى كه اصول و فروع نعمت اينست و ما را الّا تصرّفى نيست و پروردگار خداست ، و روزىدهنده و مدبّر و مقدّر و مصوّر ، و غيراو بر آن قادر نيست و هو أقدر القادرين و أحسن الخالقين و خير الرّازقين و ربّ العالمين . و معنى « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » كه گفته است كه : « مذهب رافضى چنانست كه او مالك أفعال و أعمال ما نباشد » . جواب آنست كه اگر از معنى « مالك » فاعل مىخواهد ؛ نباشد ، و يك فعل به دو فاعل محال است ، و بنده فاعل فعل خود است ، و مخيّر و مختار است ، و فعل غيرى را بدگرى حوالت كردن نامعقول است ، و بفعل خود بنده را بگرفتن نه عدل است و بارى تعالى منزّه و مبرّا است از فعل قبيح و ظلم ، و گر « 1 » از « مالك » حاكم و عالم ميخواهد ؛ هست ، با فعال ما همه عالم است ، و حاكم است روز قيامت كه مطيع را بر طاعت ثواب دهد ، و عاصى را بر عصيان عقاب كند ، و مؤمنان را بايمان ابد در بهشت بدارد ، و كافران را بكفر ابد در دوزخ بدارد ، كه مالكى حكيم است و حاكمى عدل ، لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ « 2 » و لا يظلم فى عدله « 3 » و لا يجور فى حكمه « 3 » . امّا در معنى « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » مصنّف تقيّه بكرده است و بگريخته چون خر لنگ كه بار آبگينه دارد و وحل « 5 » باشد چون بيفتاد در شوره آنجا نه بار بماند و نه خر و نه خربنده « 6 » كه اگر فعل ما خلق خدا باشد على زعمه « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » گفتن خطا باشد ، و گر عبادت از فعل ما باشد دگر باره مذهب خواجه خطا باشد . و امّا معنى « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » چون بنده در طاعت از خداى استعانت خواهد تا عبادت كند دليل باشد كه بنده نيز فاعل مختار است كه آلت از خداى خواهد ؛ و فعل او كند . امّا معنى « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » كه ما را هدايت كن و بنماى راه راست
--> ( 1 ) - م ح د : « و اگر » . ( 2 ) - ذيل آيهء 44 سورهء مباركهء يونس ؛ و صدر آن : « انّ اللّه » . ( 3 ) - گويا هر دو فقره به همين تعبير در احاديث أهل بيت عصمت عليهم السلام وارد است . ( 5 ) - در منتهى الارب گفته : « و حل محرّكة گل تنك كه ستور در آن درماند » پس بمعنى خر در گل مىباشد بوجه بليغتر . ( 6 ) - ح د : « و نه خربنده » را ندارند .