عبد الجليل قزوينى رازى

460

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و تركان باشوكت اين طريقت ظاهر است تا بداند كه آن تقرير نه « 1 » از سر دانش و علم و انصاف كرده است كه مشرق و مغرب برين گونه است كه بيان كرده شد ، و خواجه مصنّف از دو مذهب لاف نتواند زدن كه مذهب شافعى نه مذهب بو حنيفه است ، و مذهب بو حنيفه نه مذهب شافعى است ، از اصول مذهب بو حنيفه و از فروع مذهب [ شافعى ] كه مسائل ايشان را با هم خلاف است و فتوى بر آن مذهب بخلاف فتوى است بر اين مذهب ، و مسجدهاى جامع جدا و فقه را خلافى نام نهاده ، اگر مخالفت و خلاف نبودى دو مذهب نبودى ، اين همه هست و باشد . امّا بخصومت رافضيان اين دو مذهب يكى است تا بمذهب شافعى بى « بسم اللّه » نماز درست نباشد و بمذهب بو حنيفه بى « بسم اللّه » در اوّل فاتحه و دگر سورتها نماز روا باشد ، و قول « آمين » در آخر « الحمد » او واجب گويد ، و اين بدعت داند ، و مانند اين مسائل كه بذكر همه كتاب مطوّل شود ، و گر اعتماد برين خبر است كه : كلّ مجتهد مصيب ، بايد كه هفتاد و سه صاحب مذهب همه مجتهد و مصيب و ناجى باشند كه تفاوتى نباشد چون علما باشند همه مجتهدان باشند ، تا خواجه بداند كه هم سنّى نتواند بودن و هم حنفى ، به دو « 2 » درآويختن غايت نفاق و ريا باشد و عين تقيّه باشد ، و ماننده است كار مصنّف انتقالى بدانكه مردى را گفتند : از كجائى ؟ - گفت : از ما ورامين « 3 » گفتند : الحق سر و ريشى رنگين دارى كه از دو جاى باشى ، الحقّ محتشم مردى است اوّل بميراث رافضى بده ، آنگه بمراد زيدى شده ، بعد از آن مجبّر شده و تصنيف برين وجه بكرده پس از سنّيى رجوع نمىيارد كردن « 4 » و حرمت حنفيان مىدارد « 5 » اكنون خود را از ميانه « حنفى سنّى » مىخواند و خود بندانسته است كه بسيار پيشه تنگ روزى باشد ؛ مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ « 6 » و لعنت بر همهء منافقان باد . آنگه گفته است : « و « 7 » خداى تعالى در محكم كتاب خويش مىگويد : هُوَ الَّذِي

--> ( 1 ) - كلمهء « نه » فقط در دو نسخهء « ح ، د » است و آن را هم بعد از كتابت اصل نوشته‌اند . ( 2 ) - ح د : « و به دو مذهب » . ( 3 ) - ع ث ب : « ازمان و راين » م : « ارمان و راين » . ( 4 ) - ع ث م ب : « يا رد كردن » . ( 5 ) - ع ث م ب : « مىدانند » . ( 6 ) - صدر آيهء 43 سورهء مباركهء نساء . ( 7 ) - ث م ب : « كه » .