عبد الجليل قزوينى رازى
مقدمهء مصحح 42
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
عجبست كى جون در بازارها تا آخر آية برخواندكى هم از قرآنست اكر ندانى ك كى كرد بيا تا بكويم ( كى - كه بمعنى چه كسى است ) دليل بر آن ك آن قوم كى حسين بن على را كشتند و حكم او حكم مجبرانى ك خواستند كى نقيضهى قرآن آورند بلكه را همه جا بل ك مىنويسد . يك را يك مىنويسد . ياء ماقبل مكسور را در بسيارى از موارد « ى » « 1 » مىنويسد يعنى دو نقطهء عمودى در توى آن ميگذارد : پندارى ، بكردندى ، تقريرى ، و گاهى به اين شكل « ى » مىنويسد يعنى دو نقطه را افقى در روى ياء قرار ميدهد : على . ياء را وقتى به كلمهء ديگرى مىچسباند به اين « شكل خداءيرا » مىنويسد يعنى هم نقطه زير آن ميگذارد هم يك همزه ( يا ياء كوچك ) در روى آن . اين قاعده در مورد همهء ياءهائى كه در وسط كلمه قرار دارد صادق است : زاءيل ، فاءيدة ، خاءيف . هاء آخر كلمه كه به حرف يا كلمهء ديگرى اضافه مىشود به اين صورتها نوشته مىشود : كينهءى ، حلقهى ميم ، نشانهى تير ، مسيلمهء كذّاب ، كافه شيعت . ى ( در آخر كلمه و در حالت اضافه ) و ئى به اين صورت نوشته مىشود : قضائ خداى بوذه است ، ترسائ ( يعنى ترسائى ) باشذ و خرّمى . نويسندهء اين نسخه بر روى بعضى كلمات اعراب مىگذارد ، اين اعراب را هم بر روى بعضى كلمات فارسى گذارده ، و هم بر روى اشعار و جملات عربى . اعراب جملات عربى اعتبار چندانى ندارد چون گاهى غلط اعرابگذارى نموده ، ولى اعراب كلمات فارسى قابل تأمل است و من چند نمونه را به عين رسم الخط نسخه در اينجا نقل مىنمايم : خمروز مر آشكارا كرده و ظلم و عدوان
--> ( 1 ) - چون چاپخانه اينگونه حروف را ندارد ناگزير شكل اصلى حروف را نتوانستيم در اينجا رسم كنيم .