عبد الجليل قزوينى رازى
431
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
ايشان كه بهرى عالم قديم گفتند ، و بهرى بعلّة الاولى ، و بهرى باثر طبع و هيولى ، و طبع و هيولى عبارت است از ذرّهء اوّل كه مجبّران امّت محمّد اثبات كنند و فرقى نيست ميان اين و آن ، و گروهى از ايشان بسه قديم گفتند ، و ايشان همه كه دهريى نهادند تظاهر بجبر و تشبيه كردند و همهء مشبّهه و مجسّمه و مجبّره و قدريّه از نسل ايشانند و بموضعش بشرح بيان كرده شود ان شاء اللّه تعالى كه دهرى و جبرى يك « 1 » مذهب است به دو نيم بازكرده ، و آنچه حقيقت است اوّلين مجبّرى و پيشترين مشبّهى ابليس مغبون ملعون بوده است كه اوّلا تشبيه كرد جوهر خود را برفعت بر جوهر آدم و گفت : أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ « 2 » سر مشبّهيان شد ، و چون گفتند : چرا آدم را سجده نكردى ؟ - گفت : رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي « 3 » بار خدايا تو مرا اغوا و اضلال كردى مرا چه گناهست . ؟ ! بدين كلمه سر مجبّران و رئيس قدريان شد ؛ و شرح اين از كتابى مفرد معلوم شود كه كردهاند ، و آن را « رسالة ابليس الى إخوانه المجبّرة » خوانند « 4 » كه درين كتاب شرح آن همه ميسّر نشود پس مجبّران امّت محمّد همه بابليس اقتدا كردهاند و همهء اضلال و اغوا و كفر و زندقه و فساد و معاصى را حوالت بقدرت و فعل
--> ( 1 ) - ع ث : « يكى » . ( 2 ) - آيهء 76 سورهء مباركهء ص و ذيل آيهء 12 سورهء مباركهء اعراف با حذف « قال » از صدر آن به جهت ذكر معنى آن كه « گفت » باشد . ( 3 ) - صدر آيهء 39 سورهء مباركهء حجر . ( 4 ) - ع ث م ب : « رسالة ابليس خوانند الى اخوانه المجبرة » .