عبد الجليل قزوينى رازى
428
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و از على و عمر شرم ندارد و روا دارد ، و فرقى ننهد تا اجراء أمير المؤمنينى « 1 » ميان عمر مصلح ، و يزيد مفسد ، و على معصوم و مروان مخطى [ يكسان كند ] و عادل و ظالم و صادق و فاسق ، همه أمير المؤمنين باشند بنزديك خواجه ، چه آنكه با محمّد در در غار باشد و چه آنكه سر بريدهء حسينش بر كنار باشد ، اگر رافضيان على و زين العابدين و باقر و صادق را صلوات اللّه [ عليه ] گويند چه معصومانند از همهء خطا ، منصوصانند از قبل خدا « 2 » ، عالماناند بشرايع و احكام ، با اين فصل « 3 » كه گفته شد قياس مىبايد كردن تا خود غرامت بر كه بيشتر است ؟ ! بر آنكس كه بر على و فرزندانش صلوات فرستد چنان كه بر مصطفى ، و يا بر آنكس كه يزيد خمرخواره را أمير المؤمنين خواند چنان كه يار غار ، و أشدّاء على الكفّار [ را ] ، و زفان تعرّض « 4 » بريده مىداشتن . و امّا جواب آنچه گفته است : « نام امامان در نماز خوانند » پندارى در مدّت رافضيى هم نماز نكرده است كه آخر اگر يك نماز كرده بودى يا ديده ؛ دانسته بودى كه در نماز هرگز نام ائمّه نخوانند ، و مذهب شيعت آنست كه اگر نام ائمّهء بدين بزرگوارى كسى در نماز بخواند نمازش باطل باشد امّا چون نماز بكرده باشد و سلام بداده در تعقيب دعواتى كه هست و خوانند در آن ميانه نام ائمّه سنّت است كه برخوانند و گر نخوانند بزهاى نباشد ، و نقصانى نكند ، و به نماز خود تعلّقى ندارد و چون رخصت است بمذهب همهء مسلمانان كه بعد از سلام جولاهه و كفشگر و ندّاف « 5 » مؤمن را دعا گويند بر جمله ؛ و نقصانى نكند ، اگر نام ائمّهء طاهرين برند پندارم هم نقصانى نكند تا اين الزام دگر باره در نحر مجبّرش بماند كه نام اين ائمّه بر عرش خداى مسطور است ، و در توراة و انجيل مذكور است ، و در تعقيب پنج نماز مشهور است و گر خواجه كور و كر نيست بايد ببيند و بداند « 6 » كه [ بيرون از آنكه ] در تحيّات كه همهء طوايف اسلام خوانند كه خود در نماز است اين كلمات كه « 7 » : اللّهمّ صلّ على محمّد و على آل محمّد ،
--> ( 1 ) - ث م ب : « امير المؤمنين » ح د ، هم ندارند . ( 2 ) - ع ث ب : « خداى » . ( 3 ) - ع ث ب : « با اين فضل » م : « تا اين فصل » ح د هم ندارند . ( 4 ) - در نسخ : « تعرّف » و قياسا تصحيح شد . ( 5 ) - در منتهى الارب گفته : « ندّاف بر وزن شداد پنبهزن را گويند » . ( 6 ) - « ببيند و بداند » در دو نسخهء « ح ، د » است و بس . ( 7 ) - ح د : « كه خود در نماز است گويند كه »