عبد الجليل قزوينى رازى

407

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

ملك به نسبت و بفرّ يزدان دانند ، رافضيان خلافت به نسبت دانند ، و نصّ گويند بجاى فرّ يزدانى ، و همچنانكه گبركان از همهء صحابه عمر را دشمن‌تر « 1 » دارند رافضى عمر را دشمن‌تر دارد بسنّت گبركى ، و همچنانكه گبركان گويند : كيخسرو بنمرد و به آسمان شد و زنده است و به زير آيد و كيش گبركى تازه كند ، رافضى گويد : قائم زنده است بيايد و مذهب رفض را قوّت دهد ، و جهان بگيرد ، و ذو الفقار با خود دارد ، تا همهء مسلمانانرا بدان بكشد » . امّا جواب اين طامّات نامتناسب و ترهّات ناموزون و اشارات لغو و عبارات بدروغ كه از سر تعصّب و بغض ايراد كرده است بر سبيل اختصار « 2 » آنست كه ظاهر مىشود كه بيست و پنج سال كه بقوله برين مذهب بوده است اصول اين مذهب به حمد اللّه ندانسته است و از فروع بيگانه بوده است و از آن بگريخته است كه جاهل بوده است اوّلا شكّ نيست كه مذهب گبركان اينست كه يزدان مطبوع است بر خير و البتّه شرّ نتواند كردن ، و اهرمن مطبوع است بر شرّ و البتّه خير نتواند كردن و قادر نباشد بر خير ، بخلاف آن صورت كه از مذهب شيعت اصوليّه معلومست كه بارى تعالى قادر است بر ساير « 3 » اجناس مقدورات [ الى ] ما لا نهاية له هرچه صحّت مقدورى او دارد ، و قادر است لذاته ، و بر خير قادر است و بر شرّ قادر است ، و همهء مقدورات بأجمع « 4 » مقدور اوست ، امّا چون عالم است بقبح قبائح و مستغنى است از فعل قبائح ، و عالم است كه مستغنى است از فعل قبائح ؛ اختيار فعل قبيح نكند تا حاصل نيايد بر صفت نقص ، و عقل عقلا و آيات عدل از قرآن و مذهب انبيا همه بر صحّت مذهب شيعت گواه

--> ( 1 ) - ع ث م ب : « دشمن » . ( 2 ) - ع ث م ب : « اقتصار » . ( 3 ) - « ساير » در اينجا بمعنى جميع است . ( 4 ) - كذا و صحيح « باجمعها » است در أقرب الموارد گفته : « أجمع من ألفاظ التوكيد يؤكد به كلّ ما يصح افتراقه حسا او حكما تقول : جاء القوم و جاؤوا بأجمعهم و بأجمعهم بفتح الميم و تضمّ و الباء زائدة . و اعلم أنّ أجمع لا يقع فى تراكيب الكلام الّا مؤكدا فلا يجىء مبتدءا و لا خبرا و لا فاعلا بخلاف غيره من ألفاظ التوكيد فانه يكون اسما مرّة و توكيدا اخرى مثل نفسه و عينه و كله و هو ممنوع من الصرف بالوزن و شبه العلمية مؤنثه جمعاء ج أجمعون » .