عبد الجليل قزوينى رازى
372
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
گوئيد ؟ مردم در حضرت خلافت حنيفى و سنّى و شافعى زفان « 1 » بلعنت و نفرين برگشودند ، اين و مانند اين بسيار است « 2 » و تعزيت حسين هرموسم عاشورا ببغداد تازه باشد با نوحه و فرياد . و امّا بهمدان اگرچه مشبّهه را غلبه باشد براى حضور رايت سلطان و لشكر تركان ، هر سال مجد الدّين مذكّر همدانى « 3 » در موسم عاشورا اين تعزيت بصفتى دارد كه قميان را عجب آيد ، و خواجه امام نجم بلمعالى بن أبى القاسم بزارى بنيسابور « 3 » با آنكه حنيفى مذهب بود اين تعزيت بغايت كمال داشتى و دستار بگرفتى و نوحه كردى و خاك پاشيدى و فرياد از حدّ بيرون كردى ، و برى كه از امّهات بلاد عالم است معلوم است كه شيخ ابو الفتوح نصرآبادى « 3 » و خواجه محمود حدّادى حنيفى « 3 » و غير ايشان در كاروانسراى كوشك و مساجد بزرگ روز عاشورا چه كردهاند ؟ ! از ذكر تعزيت و لعنت ظالمان ، و درين روزگار آنچه هرسال خواجه امام شرف الأئمّه أبو نصر الهسنجانى « 3 » كند در هرعاشورا بحضور امرا و تركان و خواجگان و حضور حنيفيان معروف ، و همه موافقت نمايند و يارى كنند ، و اين قصّه خود بوجهى گويد كه دگران خود ندانند و نيارند گفتن ، و خواجه امام بو منصور حفده « 3 » كه در اصحاب شافعى معتبر و متقدّم « 9 » است بوقت حضور او برى ديدند كه روز عاشورا اين قصّه بر چه طريق گفت و حسين را بر عثمان درجه و تفضيل نهاد ، و معاويه را باغى خواند در جامع سرهنگ ، و قاضى عمدهء ساويى حنيفى « 3 » كه صاحب سخن و معروف است در جامع طغرل با حضور بيست هزار آدمى اين قصّه بنوعى گفت و اين تعزيت بصفتى داشت از سر برهنه كردن و جامه دريدن كه مانند آن نكرده بودند ، و مصنّف كتاب اگر رازى است ديده باشد و شنوده ، و خواجه تاج شعرى « 11 » حنيفى نيسابورى روز عاشورا بعد از نماز در جامع عتيق ديدند كه چه
--> ( 1 ) - ث م ب ح د : « زبان » . ( 2 ) - « بسيار است » فقط در دو نسخهء ح د . ( 3 ) - براى تراجم اين نامبردگان رجوع شود بتعليقهء 150 . ( 9 ) - ح د : « مقدم و معتبر » . ( 11 ) - ث ب م : « اشعرى » و ترجمهء تاج اشعرى را بدست نياوردهام .